به ذکر مصیبت چه حاجت است ؟! من را نسیم نام تو دیوانه می کند ... بسم الله "و من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلي ديته و من علي ديته فانا ديته"هرکه مرا طلب کند مرا مي يابد و هرکه مرا بيابد مرا دوست خواهد داشت و هرکه مرا دوست بدارد بر من عاشق خواهد شد و هرکه بر من عاشق شود بر او عاشق مي شوم و من بر هرکه عاشق شوم او را خواهم کشت هرکه را بکشم پس ديه اش بر من است و هرکه ديه اش بر من باشد خودم ديه اش خواهم بود.از انتها به ابتدا خطاب به خودت می خوانمش! :"هرکه دیه اش بر تو باشد خودت دیه اش خواهی بود.دیه ی آن کسی بر تو است که خودت کشته باشی اش.آنرا که عاشقش باشی میکشی. عاشق آنی که عاشقت است. عاشقت آن است که دوستت دارد. آن کس دوستت دارد که بیابدت و تو را آن می یابد که طلبت کند"... بامداد هفتم محرم " قصه العشق لانفصام لها فصمت هاهنا لسان الحال" " وبعد ... ولیعصر رو که می پیچم تو سه راه زعفرانیه این سیاهی های تکیه مقدس ٬ پای راستمو واسه گازدادن شل می کنه ، زدم بغل ، این ابو طیاره رو خاموش می کنم. بدون اورکت وشال وکلاه٬ پیاده خودمو می سپرم زیر داربست سیاهی ها. اینکه رو سرت سیاهی بندازن وشکل و شمایلت رومشکی کنن به چشام خوش می آد . اصلاًًًً مشکی به همه میاد،.... یک٬ دو٬ سه٬ چها ر قدم که میری باید سرت رو بیاری پایین تا میله داربست به پیشونیت نخوره ... . همین که دولا میشی باید قد راست کنی وراهتو بری... فقط حواست باید به رکوع پنجمش باشه ...، نه اینکه فکر کنی یه ذره دولا شی رد می شی ها ! نه ! باید تا کمر خم شی ! اینقده که چشات فقط یخ زدگی زیر پا تو ببینه ! شهرداری هم مرحمت کرده هر چی یخ دیده رو شون نمک پاشیده ! بیچاره یخها عین اسیرای عراقی تو فیلم جبهه ایها شدن ! "دخیل دخیل" می گن و آب می شن ! جلو تر دیگه یخها تموم شدن !همه پیاده رو شده آب نمک ! یخ زیر پاهام آب شدن و کفشام شور و نمکی ! این بغض لعنتی هم ول نمی کنه ... هی بیخ گلو مو میگیره٬ فشار میده ! چشامو خیس می کنه ! می زنه رو صورتم ! لب پایینمو می لرزونه و مزمزه میکنه ! شور و خو شمزه است ! دلم بیشتر میخواد ! دیگه داربستا همشون بهم وصلن ! به چهار تا فرصت نمی ده ! کلّنی باید دولا دولا راه بری... بوی اسفند هم که هست ، عطر هل هم می پیچه بهم !حالا خوب شد ..... اینقده دمای منو آوردی پایین که یخ بزنم ، از رو نرفتم ! یادت نبود نمک هاتو قایم کنی ! نه ؟دیدی همشون آب می شن ! خرجشونم سوا سوا کس دیگه ای داده ! حالا سیاحت کن همه اشکهایی که نقره داغ می کنن ترازو تو ! اینجا دیگه خودتم باید وایسی کنار چراغ زنبوری های دم هیـأ ت "خوش اومد" بگی ! چپ چپ نگاه نکن ! خودت پای راستمو فلج کردی ! نذاشتی رد کنم سه راهی رو ! حالا به منم "خوش اومد" می گی ؟ امسال می خوام یدونه ازون قابلمه بزرگهای مامان اینارو دستم بگیرم وپیاده راه بیفتم تو شهر! هر جا قیمه می دادن سر کج کنم و بگم :" آقا تو رو خدا یه ذره بیشتر می ریزی !مریض داریم ! حالش هم خیلی بده !دستمونم خالیه ! همه چشش به این نذریه ! " صاحب سفره هم بگه : آقا ...بسه دیگه خیلیا توصفن! برو یه جای دیگه! " منم یه غذا بگیرم ودوباره برم ته صف ! بازم تو نوبتش بمونم! بازم التماس کنم :" آقا یه قاشق بیشتر ! می شه ؟ " خوب حالا! اینقده قیافه نگیر دسپختت حرف نداره ! یه ساله گشنگی کشید م ! حالا بیا یه بار بدون ترازو غذا بده ! چیزی ازت کم می شه ؟ دیگه کسی واست نماز نمیخونه ؟ ... خوب نخونه ! همه این جماعت قابلمه به دست اومدن خیرات اون یه نفری که درست می خوندت رو بگیرن ! بس ت نیست؟ تازه شم... تو خودت یه قاشق بخور ... ببین چه عطری داره! طوافت می گیره ! اونوقت نمک گیر می شی ! یخات آب می شن ! به خودت قسم ! " پ.ن: دلم قرآن بدون ترجمه می خواهد که تکیه بدهم به ستونی از مسجد النبی و ... باقی بماند. میم تو روزششم محرم آخرین خبرهای دانشگاه : ... پ.ن: ۱- خبر تغییر برنامه امتحانی خبرمهمی بود..وگرنه ترجیح می دادم به خاطر مطلب زیبای آقای نامی تا مدتی پستی روی پست قبلی قرار نگیره.. ۲- از خانم سمیعی که در این روزهای سرد دی ماه به دانشگاه رفتند و آقای حسن تبار که خبر رو انعکاس دادن ممنون.. ۳- آقای نامی! در تذکری دوستانه از طرف خودم و بقیه دوستان : لطفن مطالب خودتون رو پاک نکنید..بگذارید غیر از مباحث خشک درسی، نوشته های خواندنی دیگری هم که شاید ذهن همه ی مارو در میان آشفتگی های روزانه آرام میکنه، در این وبلاگ قرار داده بشه.. ۴-در شرایط کنونی که وقت هست کسی حاضره میشه درباره یکی از شخصیت هایی رو که دکتر اسلامی برای سوال تاکید کرد ( اشتراوس، هانا آرنت، آیزیابرلین، پوپر، مایکل اوکشات، جان رالز) به طور خلاصه درباره ی فلسفه ی مربوطه ش تا آخر این هفته توی سایت مطلب بذاره..؟ اگر هر کس یک شخصیت رو انتخاب کنه اینجوری کار برای همه ساده تر میشه..
"س.ف" ۱) من موندم این مارکسیسم رو چه جوری خلاصه ش کنم؟ مثه این میمونه که آدم بخواد این جمله رو خلاصه کنه:"حسن رفت." زنگ زدم به خواهرم: الو..چه خبر؟ ـ:خوبم...چیه؟ ـ:اون بخش آخری که گفتمو یادت میاد؟ ـ:آره. ـ:خلاصه کردیش؟ ـ:نه بابا...نمیشه. ـ:اه...چرا؟ ـ:خودش خلاصه است...یه جوری که کتک نخوری بهشون حالی کن که نمیشه. ـ :مرض! ـ:مرض تو دلت...! ۲) یه بار باپسرم رفت بودیم آکواریوم. هی میگفت :بابا اون ماهیه اسمش چیه؟ ...اینقد این سوال روتکرارکرد که خل شدم! گفتم:ببین بابا جان ماهی بزرگا اسمشون "پدرسگ ماهیه"... به کوچیک ترها هم میگن "توله سگ ماهی"! گذشت و گذشت... تا اینکه یه روز با خانواده رفته بودیم رستوران دریایی. گارسن اومد سفارش بگیره٬خانومم گفت:یک پرس موتو ماهی با سس صدف... ایلیا جان شما چی میخوری؟ اونم نه گذاشت نه برداشت گفت: یه پرس توله سگ ماهی با سس پدرسگ... خانومم میخواست خفم کنه! گفت:باز تو به این فارسی درس دادی؟ گفتم:بابا به خدا گیر داده بود اسم ماهیارو می پرسید منم خلاصه اش کردم! اولین شاگردم درزمینه خلاصه سازی (ایلیا) همه دریا ،همه باران ، همه آسمان ومهتاب به نمک گیر تو ، اندیشه کنند ، یا که اندیشهٌ لطف تو مرغزار کند جان جهان را ؟ بوی نرگس های دی ماه شهرم را پر کرده از تو بوی تند و نمکین گلبرگهای کوچکش در برم می نشاند... وبا خود می بردم به آسمان.... عجیب پر شده ام از رفتن ....دلم هوای سفر دارد..... می شود ؟ می شود من هم ، کوله حقیری از جامه دان سبزت باشم و کناری از قا فله ات ،آن دورتر ها جای بگیرم وبیایم ؟ می شود ؟ فقط یک بار ، آن هم کوتاه و گذرا.... چشمانت را به دیدگان من گره بزنی و من بی اختیار دنبال تو هروله کنم ! ؟ زمزمه مستی ام را می شنوی ! تو را می خواند ... بی چیز ونزار ... کوچک وحقیر ... بی مقدارو... اما مست مست... سا ئل جرعه ای دیگرم ! هنوز هم پا به دلم می گذاری ..... امشب فهمید م.... باز هم آمدی... قدمت خیر.... به التماس من ، فرش کنارهٌ دلم.... نگاه می کنی ؟ شاید نظرت را بگیرد..... برای توست.... باری... من بی هراس از آنچه که پندارهایی دیگر شکل هایم را بسازند٬ اعتراف می کنم ، سالهاست غر قت شده ام ! پیچت خورده ام و... نسیم ات را مزه کرده ام ! بهانه ای برای بودنی خوب ، سرشته ای برای شدنی نور ...٬ و اندیشه ای برای پرواز ! این تمام توست ! و من تمام اینم ! ناز حضورت تمام عشق ! شرح چشمانت ، تمام باران و اسمت حسین ! ...بهشت من ! "با من بمان تا که برویم بهاروار "...... طبق آخرین اخبار دانشجویان بومی و غیر بومی و اعلام اخبار، امتحانات تا ۱ هفته به تعویق افتاد... س.ف سوال میزان مشارکت سیاسی مردم در جوامع مختلف(مدرن وعقب افتاده) چگونه است؟ و آیا مشارکت سیاسی در جوامع عقب افتاده و یا در حال توسعه بیشتر از جوامع مدرن است وچرا؟ در پاسخ به سوال فوق باید گفت عموم تئوریهای مربوط به مشارکت سیاسی و تجارب حاصله ازاین رفتار (انتخابات ،رفراندوم......) به عکس الگوی مذکور فتوا می دهند. به این معنی که مشارکت سیاسی نسبت مستقیمی با درجه شهری شدن دارد زیرا تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ و سطح سواد عمومی و گسترش ارتباطات،مطالبات سیاسی شهروندان را افزایش داده و تعقیب این مطالبات خود را در جلوه های گوناگون مشارکت سیاسی نشان می دهد. با این حساب باید به دنبال دلایلی بود که این انحراف از معیارهای تئوریک و تجربی را تبیین کند. با وارد کردن مولفه "رقابت سیاسی" مساله حالت دو بعدی پیدا می کند.همان طور که در مسابقات ورزشی اگر رقابت شدید تری میان تیمها برقرار باشد تماشاگران بیشتری هم بیشتری به ورزشگاه می روند. حال اگر دو مولفه: 1- مشارکت سیاسی (محور افقی) 2- رقابت سیاسی (محور عمودی) را در نظر بگیریم:
در حالت اول: رژیم های خود کامهای داریم که نه نخبگان سیاسی و احزاب یا گروههای رقیب حضور دارند و نه توده های مردم در آن شرکت می کنند. در حالت دوم: نظامهایی که توده های عظیم در آن شرکت می کننداما مرز مشخصی برای تعیین منافع و مواضع این توده ها از یکدیگر وجود ندارد و همگان بدون چهره مشخص سیاسی وبدون اینکه احزاب و سازمانها و آرمانها ،علایق یا منافع آنان را نمایندگی کند.و فقط با دستور بزرگان به صحنه آمده و مشارکتی توده وار از خود نشان می دهد.مانند کشورهایی چون ایران. حالت سوم: در نظامهای نخبه گرا رقابت شدیدی میان گروههای سرآمد جامعه وجود دارد.قدرت میان آنان دست به دست می شود بدون آنکه توده های غیر سیاسی در این مبادله قدرت نقشی داشته باشند.مانند بسیاری از کشورهای اروپایی حالت چهارم: دمکراسی تمام عیار که هم توده های وسیع دارای علایق سیاسی هستند وهم به واسطه تشکیل نهاد های مدنی ودر راس آنها احزاب،منافع مردم توسط کانالهای سیاسی تشکیل و پالایش می شود وتبدیل به تصمیمات کلان می گردد. حال اگر سیر تاریخی جوامع مدرن را برسی کنیم به صورت (4-3-1 )اول رقابت سیاسی میان نخبگان شکل گرفته سپس با تسری آن به لایه های مردمی، مشارکت توده ای حاصل و به سمت دموکراسی تمام عیار پیش می روند. (م.ر)Industrial Engineer of Rochester University پانوشت ۱-اگه منبع و ماخذ خواستید،کامنت بذارید... ۲-نویسنده متن فوق مهندس رضایی می باشد. ۳-ایشان ازدوستان و هم دانشگاهی های من هستند. پاسخی به یک سوال. مشارکت سیاسی ، توسعه ، رویکردها آیا میزان مشارکت سیاسی درکشورهای توسعه یافته از دیگر جوامع کمتر است ؟چرا؟ ۲)پوشش نیازهای کف ۳)احراز هویت حقوقی مستمر ۴)دولت حداقل و تغییرات جزء میم پانوشت ۱) هرکسی خواست تماس بگیره بیشترتوضیح بدم. پانوشت ۲)خودتون بسطش بدین بعد بنویسین. پانوشت ۳)اگه ناقص بود...ببخشین. پانوشت ۴)مهدی وب زده...ایول...فقط یه کم عصاقورت داده است.نه؟ پانوشت ۵)یه پاکت سیگار کشیدم تا نوشتم.ازخانم سمیعی می گیرم! پانوشت ۶) دلم واسه همه تنگ شده! سیگار...من...جامعه شناسی...میلگرد...چک...جان؟ ...سردرد...سیگار...موبایل...خلاصه...پاسخ...گریه... چیه؟...سیگار...سینا...هان؟!...قبرستون...یلدا...الاغ! ...تو...آخه!...سیگار...شمال...مگه؟...ویزا...رژیم... برنج...نه!...سیگار...تلفن...اه...وبلاگ...برف...مارکسیسم... نفت...نداریم!...نون!...برق...احمدی نژاد... پروفن...شب... کنایه... استعاره.. دروغ... گناه... باشه... خفگی... عزیز... گل... صفا... عشق... چی؟... خیر... برکت... نازنین... مومن!... خدا... چرا؟... شاعر... حضرت!... دوست... محرم. خلوت... هیس!... همدم...شب... صحبت... رازدار... امید... هه!... فکر...کار... صبح... ظهر... لطف... امّا...مارکس کره خر!. فوکوی عوضی!... مرگ... کنسل... چهخوب!... سوال؟... فاصله... جواب... فکر... ذهن... رفتار... منع... کوتاهی... درس... کار...ضعف!... سیگار... ولی!... شرایط... سرمایه... استقلال... نـَه!... مهم؟... لطفاً...رفتن... جان؟... منطق... خواهش...جواب... دیگه...لیاقت... خدا... حوصله... من... مزاحم... دلتنگ...کلاس...بچه ها...خوبم؟ پانوشت:واسه جفتمون دعا کنید! ۲۳ دی یک شنبه مبانی علم سیاست ۲۵ دی سه شنبه متون سیاسی ( زبان) ۲۷ دی پنج شنبه اصول روابط بین الملل ۳۰ دی یک شنبه اندیشه های سیاسی قرن ۲۰ ۳ بهمن چهارشنبه خاورمیانه ساعت تمامی امتحانات ۱ تا ۳ بعد از ظهر در روز امتحان اول برای گرفتن کارت امتحان ساعت ۱۲ در دانشگاه حاضر باشید درغیر این صورت بهمون کارت نمیدن و ما نمی تونیم نتیجه ی این همه تلاشی رو که برای خواندن دروس به خرج دادیم ببینیم! س . ف با خودم فکر کردم این کتاب "نامههای بچهها به خدا"رو خلاصه کنم شاید یه ذره خستگیتون درره! توی این کتاب کلی نامهی کوتاه وجود داره. همشون در حد 3، 4 خط هستن . خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! خدای عزیز! نامههای بچهها به خدا پانوشت ۱) قول میدم تاآخرهفته خلاصه ی بخش آخرمارکسیسم رو بنویسم . پانوشت ۲) دم خانم فرخ منش گرم.عجب خلاصه ی خفنی بود. مرام کشمون کرد... پانوشت ۳) بازهم واسه ی سینا دعاکنید! فصل اول: * سلاح اقتصادی ممکن است برای تنبیه یک دولت به خاطر ارتکاب عملی غیر قابل قبول به کار گرفته شود که از آن تحت عنوان سیاست "باتون" یا مجازات اقتصادی یاد میشود و یا این که دولت هدف به خاطر اقدامی که مثبت ارزیابی شده است پاداش دریافت می کند که آن را سیاست "هویج" می نامند و دولت یا دول هدف را از برخی امتیازات تجاری و مالی برخوردار می کند. * تعاریف مجازات اقتصادی: مورگنتا مجازات را هرگونه وسیله اجبار می داند که در صورت نقض یک قاعده یا قانون مورد استفاده قرار می گیرد. ماری هلن لابه : استفاده یک دولت از مبادلات تجاری و مالی خود در رابطه با دولتی دیگر به منظور کسب امتیازاتی از آن در عرصه سیاست داخلی یا خارجی.( این تعریف همه انواع کاربرد سلاح اقتصادی را در روابط بین الملل شامل می شود.) در زمینه باتون یا همان مجازات اقتصادی، " الیوت" مجازات اقتصادی را قطع یا تهدید به قطع مناسبات مالی یا تجاری جاری با یک کشور هدف می داند که آگاهانه در سطح حکومتی تصمیم به انجام آن گرفته شده باشد. در این تعریف 3 نکته وجود دارد. اول: برای سلاح اقتصادی همچون همه ابزارها ی سیاست خارجی این امکان وجود دارد که بین تهدید و اجرای عینی آن قایل به تفکیک شویم. دوم: تصمیم به استفاده از سلاح اقتصادی با عزم و در سطح حکومت اتخاذ می گردد. سوم: اعمال مجازات های اقتصادی ، روابط جاری کشور های مربوط در زمینه های مالی و تجاری را مورد هدف قرار می دهد. * عرصه های مجازات های اقتصادی: بایکوت واردات از کشور هدف تحریم صادرات به مقصد کشور هدف کنترل پولی ( توقیف دارایی ها و بدهی ها) جنگ اقتصادی مستقیم( محاصره، لیست سیاه، حق پیش خرید و پیش فروش، پاداش و غرامت) تحریم ( آمبرگو) و بایکوت از مهمترین انواع مجازات های تجاری هستند * تعریف مجازات های اقتصادی: تحریم (آمبرگو): تحریم قبلا در حوزه حقوق دریایی بود. درتعریف حقوقی تحریم ممنوعیت صادرات به مقصد یک یا چندین دولت است. منشور سازمان ملل در فصل 7 تصریح میکند که در صورت تهدید علیه صلح یا عمل تجاوزکارانه، شورای امنیت صلاحیت اخذ تصمیم در خصوص کاربرد ابزارهای پیش بینی شده در موارد 41 و 42 منشور را دارد. ماده 41 مجازات های اقتصادی با عدم ورود نیروهای نظامی به صحنه را پیش بینی میکند که مراد قطع کامل یا جزیی روابط اقتصادی و ارتباطات موجود از طریق راه آهن و دریایی و هوایی است. تحریم استراتژیک : با این تحریم کشور ها کشورهای تحریم کننده از فروش کالاهایی که مستقیما یا غیر مستقیم می تواند قدرت نظامی یک دشمن بالقوه را تقویت نموده و در نتیجه امنیت تحریم کنندگان را تضعیف نماید،خودداری می نمایند. بنیان نظری این تحریم مبتنی بر امنیت ملی است. تحریم استراتژیک نه پتانسیا کل اقتصاد یک کشور بلکه پتانسیل نظامی آن را مورد هدف قرار می دهد. با تحریم استراتژیک فقط جریان کالاها و تکلونوژی های استراتژیک محدود می شود. کالای استراتژیک: کالا ذاتا استراتژیک نیست. پس باید اولا انحنای حاشیه ای تقاضا برای آن ضعیف بوده و دوما جانشین سازی فوری آن ممکن نباشد. تکلونوژی های خطرناک استراتژیک: تکلونوژی هایی که تحصیل آنها توسط حریف های بالقوه امنیت ملی را مورد تهدید قرار خواهد داد. یک کالا به شرطی به خودی خود استراتژیک است که کاربرد مستقیم نظامی داشته باشد. و زمانی استراتژیک قلمداد می شود که به اقتصاد حریف اجازه می دهد که توان تولید خود را بهبود بخشد. بدون آنکه منابع ضروری برای بخش غیر نظامی را تهدید کند. بایکوت: وارد نمودن یا مبادرت به وارد نمودن خسارت مادی یا معنوی به یک فرا یا گروهی از کشورها از طریق خودداری از حفظ روابط با آنها یا تن دادن به اقدامات تهاجمی به ویژه در زمینه های اقتصادی و اجتماعی علیه آنها. *تفاوت تحریم و بایکوت: منظور از تحریم تعلیق صادرات است. اما بایکوت در معنی وسیع خود به معنی خودداری از داشتن روابط تجاری با دولت هدف است. پس تحریم سطح کوچکی از بایکوت را دربرمیگیرد..یعنی بایکوت سطح کلی تری را نشان می دهد. و فقط متوجه ممنوعیت واردات است. * بایکوت میتواند دولت هدف را متوجه خفگی اقتصادی نموده و برای تجدید نظر در روابط سیاسی و اقتصادی اش با دولت تحریم کننده تحت فشار قرار دهد. بایکوت می تواند برای به عنوان ابزار فشار اقتصادی برای اهداف مختلفی مثل رعایت حقوق بشر حفظ محیط زیست مورد استفاده قرار گیرد. * محاصره ی اقتصادی: بعد دیگری از کاربرد سلاح اقتصادی است. محاصره اقتصادی سطح وسیع تری از تحریم را در برمیگیرد. چرا که هدف آن قطع تمامی روابط اقتصادی و مالی است. اصطلاح تحریم برای مشخص ساختن اقداماتی به کار میرود که بر علیه کشوری است که در قبال آن وضعیت جنگی وجود ندارد. در حالی که محاصره اقتصادی یک ابزار توام با زور است و مشخص کننده مجازات هایی است که پیش از تحریم با اجبار همراه است. در حقیقت محاصره اقتصادی استفاده از زور برای الزام به رعایت تحریم و تضمین تاثیر گذاری آن است. * توقیف دارای های مالی: دستوری که حکومت یک کشور به موسسات مالی خود می دهد تا دارایی های یک کشور خارجی در کشورشان را ضبط نموده یا مانع برداشت کشور صاب سرمایه از سپرده های بانکی یا سایر دارایی های خود شوند.به نحوی که کشور مزبور نتواند هیچ اقدامی در رابطه با دارایی های خود انجام دهد. ( مانند سال 1980 که امریکا علیه ایران این اقدام را به خاطر گروگانگیری دیپلماتهای آن کشور انجام داد.) * اقدام تلافی جویانه: عمل پاسخگویی از طریق اقدامات و ابزارهای مشابهی که همان ها علیه خودش به کار گرفته شده است. . این رفتار ، مشخص کننده رفتارهای عکس العملی است که می کوشند خساراتی را متوجه حریف سازند. تشخیص بین اقدامات تلافی جویانه و مجازات های اقتصادی کار راحتی نیست. اقدامات تلافی جویانه اغلب بین کشورهایی صورت می گیرد که سطح برابری از قدرت دارند یا فاصله چندانی ندارند ازنظر قدرت. فصل دوم * با توسل به مجازاتهای اقتصادی از توسل غیر منطقی به زور خودداری میشود. جایی که با ملاحظه ریسک شکست ، نیروهای انسانی، مالی و سیاسی بسیار مهمتری به کار گرفته میشود. در مجازاتهای اقتصادی هدف، کاهش بهای پرداخت شده است. در حالیکه منطقا اهدافی را تعقیب میکند که توسط جنگ تعقیب میشود. درنگاهی دیگر ایده جانشین سازی اقدامات نظامی با ابزارها و مجازات های اقتصادی از این ایده ناشی میشود که هر دو میتوانند به نتیجه واحد منتهی شوند. اما تفاوتهایی هم وجود دارد. برای نمونه با ابزارهای نظامی میتوان سرزمینی را مورد تجاوز قرار داد ولی مجازاتهای اقتصادی نمیتوانند به چنین تاثیرات مستقیمی نابل آیند. * مجازاتهای اقتصادی راه میانی بین پاسخهای دیپلماتیک و عملیات نظامی است. عکس العملهای دیپلماتیک احتمالا به اندازه کافی در مقابل کشور هدف معنی دار نیستند که آنرا تشویق به اصلاح سیاست خود کنند. * قوه مجریه کشور مجازات کننده باید قدرت خود را با افکار عمومی که به آن تعلق دارد تقسیم نموده و منافع و ضرورت مجازاتها را برای آن توجیه کند. حمایت مردمی برای تداوم سیاست تحریم و مجازات اقتصادی ضرورت دارد. * منطق توسل به سلاح اقتصادی: مجازاتهای اقتصادی در وضعیت اختلاف بین دولت ها اتفاق می افتد. این اختلاف اساسا ناشی از وجود یک عمل بین المللی نامشروعی است که به دولت موضوع مجازات های اقتصادی نسبت داده شده است . و دولت مجازات کننده در واقع میخواهد به نقض یک قاعده حقوقی که بارها توسط دولت هدف مورد نقض و مخالفت قرار گرفته پاسخ دهد. به سختی می توان انحراف انگیزه مجازات های اقتصادی را روشن کرد . چون همیشه مشخصه باطنی و ذهنی بودن بهانه جویی ها به ندرت قابل توضیح است. * پس از نخستین جنگ جهانی به دلیل هزینه بالای جنگ، ایده مجازاتهای اقتصادی به عنوان ابزارهای اداره منازعات مطرح شد. این ایده در ماده 16 میثاق جامعه بین الملل جای دارد. * موضاعات سلاح اقتصادی: مواد اولیه .. فن آوری ها .. شرایط تجاری (کامله الوداد) < این الفاظ منحوس عربی در این کتاب منو کشت > جهان سوم از نظرمواد اولیه غنی میباشد مانند تولیدات انرژی را، مواد معدنی ، مواد غذایی به کاربرد مواد اولیه توسط جهان سوم میتوان به عنوان سلاح اقتصادی اندیشید. مانند نفت. شناخته ترین مورد در این زمینه تحریم نفتی 1973 میباشد که توسط کشورها عضو آ اپک انجام شد. پس ازمواد اولیه موضوع تکلونوژی ها مطرح است. که کشورهای جنوب قادر نیستند از آن به عنوان سلاح اقتصادی استفاده کنند. مانند لوازم حفاری ، تجهیزات الکترونیکی و ابر رایانه ها در عرصه تکلونوژیک تا سال 1970 آمریکا برترین کشور بود. اما از این زمان به بعد با ظهور قطبهای جدید تکلونوژیک وضعیت تغییر پیدا کرد . * شرایط تجاری مانند : توقیف دارایی های یک دولت یا عدم موافقت با ردیف های اعتباری برای آن * موفقیت سلاح اقتصادی: از زمانی که بازیگران اقتصادی غیر دولتی و دولتهای ملی می توانند اراده خود را در عدم مشارکت در این نوع اقدام بین المللی اظهار کنند، اقدامات سخت و جامع دارای تاثیر کمتری هستند. تحریم صادرات به سوی کشور هدف قیمت واردات آن را افزایش میدهد. هنگامی که مجازات ها جریانات مالی به سوی کشور هدف را دربرمیگیرد این مجازات ها سرمایه ی اساسی را که آن کشور برای پرداخت فاکتورهای سنگین تر خود نیاز دارد کاهش خواهند داد. مجازات های جزیی باید بخش های آسیب پذیر اقتصاد کشور هدف را نشانه روند. * اهداف کاربرد سلاح اقتصادی: × ایجاد تغییری محدود در سیاست کشور هد ف . × بی ثبات ساختن حکومت کشور هدف . × از میان بردن یک رویداد نظامی که تمایل ضعیفی آن را همراهی می کند . × تضعیف پتانسیل نظامی کشور هدف . × حصول تغییراتی مهم در سیاست دولت هدف. اهداف مجازات های اقتصادی می توانند سمبولیک یا ابزاری باشند. برای مثال در جنگ کویت هدف رسمی مجازات ها علیه عراق، حمایت از احترام قوانین بین المللی بود و به همین جهت این مجازاتها برا اساس تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد وضع شدند. اما تحمیل مجازات ها و سپس عملیات نظامی، بیشتر به مفهوم جستجوی یک هدف استراتژیک است.در مورد ذکر شده عقب نشینی عراق از کویت به عنوان هدف استراتژیک نهایی قلمداد میشود. در حالیکه می توان همچنین هدف استراتژیک دومین را نیز تشخیص داد و آن حفظ کنترل خلیج فارس است. پس مجازاتهای اقتصادی میتواند متعدد و چندگانه باشد. برخی مواقع اهداف رسمی و اعلام شده اهداف اصلی و نهایی را پنهان میسازد. گاهی اهداف مجازات ها در طول زمان تغییر میکند. * در بعضی مواقع هدف مجازات ها در هم شکستن اوضاع اقتصادی کشور هدف نیست. بلکه هدف این است که با اعمال فشار روانی بر رهبران سیاسی و مردم کشور هدف نهایت تاثیر سیاسی را داشته باشد. * مجازاتهای اقتصادی جامع و سخت همراه با تاثیرات اقتصادی جدی، معادل یک جنگ تحلیل برنده قوا خواهد بود. هدف مجازاتهای اقتصادی کسب موفقیت از طریق فلج ساختن دشمن از نقطه نظر مادی میباشد .. همچنین تهدید به تشدید مرحله به مرحله مجازاتهای گزینش شده میتواند با یک تدبیر نظامی مقایسه شود. * شرایط توفیق سلاح اقتصادی: اول: رابطه قدرت بین مجازات کننده و مجازات شونده: نابرابری قدرت به نفع کشورهایی است که اساسا صادر کننده بوده و برای اعمال قدرت در تحمیل مجازات اقتصادی جایگاه بهتری دارند. پس در راس این کشور ها قدرتهای اقتصادی غربی به ویژه آمریکا می باشد. پس با توجه به قدرت جهانی آمریکا گسترده ترین مجازاتهای اقتصادی را در بر گرفته است. اخیرترین مجازاتها هم علیه کشورهای جهان سوم لیبی ایران و کوبا بوده است. این رابطه برحسب تقسیم بندی روابط شمال جنوب کشور هاست. یکی از سلاح های شمال علیه جنوب سلاح کمک های غذایی و مالی است. سلاح دیگر تعلیق کمک مالی است. مانند قدغن کردن وام ها و قروض یا سرمایه گذاریها و یا تهدید به انجام آن احتمالا میتواند باعث کاهش سرمایه گذاری خارجی یا فرار سرمایه های خصوصی و عمومی از کشور هدف شود. مورد دیگر بایکوت واردات علیه کالاهایی که در بازار با مازاد مواجه هستند.( از سوی کشورهای توسعه یافته). اما اغلب اوقات کشور های شمال علیه کشور های جنوب نیاز به همکاری بین المللی یا حداقل همکاری متحدین خود علیه کشور هدف دارند. والا موثر نخواهد بود. ( البته درباره نفت وضعیت فرق میکند. زیرا منابع اصلی نفت در کشورهای جنوب قرار دارند). دوم: همکاری بین المللی: در جهان کنونی برای ایجاد تغییرات قابل ملاحظه در رفتار سیاسی یک کشور هدف از طریق ابزارهای اقتصادی همکاری کشورهای دیگر که توانایی تامین نیازهای آن کشور را دارند حتی برای آمریکا نیز که ابرقدرت است ، ضروریست. معمولا به دست آوردن موافقت تعداد زیادی کشورها برای متحد شدن مشکل است. زیرا منافع اقتصادی هر یک همیشه در خصوص اقدامات سخت با هم تطبیق نمیکند. ازطرف دیگر کشورهایی که تصمیم به یک مجازات چند جانبه میگیرند باید توجه کنند که هر اهمال و مسامحه ای درهمکاری انها به جای خاطر نشان ساختن اراده استوار مجازات کنندگان ، پیام ضعف وسستی به کشور هدف ارسال خواهد داشت . دولتها در این زمینه در جستجوی همکاری دولتهای دیگر برنمی آیند مگر اینکه اهداف مهم و بلند پروازانه داشته باشند. زیرا بهای سیاستهای چند جانبه بالاست. در این زمینه پروسه ای برای ایجاد یک اجماع در سازمان های بین المللی ضرورت دارد. عدم همکاری کشورها در این زمینه می تواند سطح موفقیت سلاح اقتصادی را تضعیف نماید. یکی از مشکلات مجازاتهای چند جانبه مشخصه داوطلبانه ای است که اعمال مجازاتها می طلبد. ازطرفی دولت هایی که در مجازاتها شرکت نکرده اند این امکان را دارند که از روابط اقتصادی با کشورهای هدف بهره برداری کنند.. سلاح اقتصادی بیشتر برای نایل امدن به اهداف نسبتا معتدل موثر است. و در مواردی که هدف مجازات کننده معتدل باشد ، اهمیت همکاری چند جانبه کاهش می یابد. سوم: تفاوت اقتصادی قابل ملاحظه بین مجازات کننده و هدف: سطح پیشرفت اقتصادی مجازات کننده باید خیلی جلوتر ار کشور هدف باشد . به تعبیر دیگر تفاوت اقتصادی فاحشی بین مجازات کننده و هدف وجود داشته باشد. به عبارتی کشور هدف خیلی کوچکتر از کشورهایی است که مجازات را وضع میکنند. ضعیف تر از نظر اقتصادی و بی ثبات ازنظر سیاسی. به طور متوسط قدرت اقتصادی کشورهای مجازات کننده تا کنون 187 برابر بیشتر ازکشورهای هدف بوده است..تولید ناخالط ملی مجازات گر عموما 10 بار بیشتر از تولید ناخالص ملی هدف میباشد. در 70% مواردی که موجب بی ثباتی میشود، تولید ناخالص ملی 100 بار بیشتر است. اغلب اوقات کشورهای هدف با مداخله در حیات اقتصادی از خود دفاع میکنند. آنها می کوشند تعدد و جایگزین سازی واردات را تعقیب کنند. چهارم: وجود روابط خوب اقتصادی میان مجازات گر و هدف: مجازات های اقصادی وضع شده توسط یک کشور دوست شانس بیشتری نسبت به یک کشور دشمن دارد. دوست یعنی کشورهایی که قبلا با هم متحد بودند یا روابط تجاری گسترده ای دارند یا داشته اند. وقتی مجازات گر یک دوست باشد، کشور هدف باید هزینه های سنگین تری بپردازد. رابطه تنگاتنگ بین مجازاتگر و هدف بر تاثیر مجازاتها می افزاید. اما به طور کلی کمترمحتمل است که یک کشور علاقه مند باشد تا درمجازات های اقتصادی وضع شده علیه یک کشور دوست شرکت کند زیرا روابط با یک ملت دوست به نسبت قطع رابطه با یک کشور دشمن گرانتر تمام میشود. پنجم: زمان : تقویم اجرای مجازاتها و اعمال انها کلید موفقیت آنهاست. 2 احتمال برای اجرای مجازاتها وجود دارد. اول اینکه محتمل است مجازات ها را شروع کرد و به نحو رو به تزایدی مجازات جدیدی را بر آن افزود با این امید که تاثیری چند بعدی داشته باشد. در این صورت مشکل این است که کشور هدف از زمان لازم برخوردار است تا خود را با شرایط جدید وفق دهد. دوم اینکه مجازاتها مستقیما در یک زمان شروع شوند که در این شرایط تاثیرات آنها میتواند تند و غافلگیرانه باشند و کشور هدف فرصت ندارد که خود را با شرایط جدید تطبیق دهد که این وضعیت قانع کننده تر به نظر می اید. هرچه مجازاتهای اقتصادی طولانی تر شود کمتر قرین توفیق میشود . چون کشور هدف فرصت خواهد داشت تا از کمک سایر دولت ها برخوردار شود و از طرف دیگر انگیزه مجازات کننده و همراهی افکار عمومی آن فروکش خواهد کرد. معمولا مجازاتهای واردات و صادرات تاثیر حداکثری خود را در کوتاه مدت دارند به شرطی که موفق شوند برنامه های تجاری کشور هدف را مختل سازند. از در دراز مدت کشور هدف می تواند هدف های تجاری خود را با طرفهای جدیدی جایگزین سازد و از طرفی دیگر اقدام غیر قانونی تعدادی از مجازات کنندگان می تواند تاثیر مجازات های وضع شده را تضعیف نماید. ششم: بهای مجازاتهای اقتصادی: دو نوع دارد: مستقیم و غیر مستقیم. محاسبه ی بهای مستقیم با توجه به میزان کاهش تولید ناخالص ملی نرخ سرمایه گذاری و واردات و صادرات خیلی مشکل نیست. اما به دلیل وجود هزینه های غیر مستقیم ممکن نیست که یک ارزیابی دقیق از بهای مجازاتهای اقتصادی به دست آید. از جمله هزینه های غیر مستقیم باید هزینه های تطبیق، بیکاری، ارزش رشد نامعلوم وغیره را ذکر کرد. برای انکه مجازاتهای وضع شده موفق شوند بهای متوسط مجازاتها معرف بیش از 2 درصد تولید ناخالص ملی کشور هدف است. برای مجازاتگران نیز هرچه بها پایین تر باشد کاربرد سلاح اقتصادی موفقیت آمیزتر است. هفتم: نابرابری سود اقتصادی مجازاتگر و کشور هدف هشتم: وجود یک اپوزیسیون سیاسی داخلی نسبتا قوی: اگر یک اپوزوسیون نسبتا قوی متحد با دولتهای مجازاتگر وجود داشته باشد و قادر باشد فشار موثری روی حکومت هدف اعمال کند کار مجازاتگر راحت تر است. اما هنگامی که حکومت هدف کنترل توتالیتری بر جامعه و به ویژه بر وسایل ارتباط جمعی و شکل گیری اپوزوسیون سیاسی دارد، تاثیر گرد آمدن بر گرد پرچم دولت مسلط خواهد بود و در نتیجه اپوزوسیون سیاسی تاثیر کافی برای اعمال فشار بر حکومت هدف ندارد. نهم: عوامل همراهی کننده: برای تقویت فاکتورهای اقتصادی آنها با عوامل دیگری همچون عملیات محرمانه اقدامات شبه نظامی یا مداخلات وسیع همراهی می شوند. * سطح موفقیت سلاح اقتصادی: برخی معتقدند که مجازاتها رسما موفق به تغییر موثر سیاست خارجی و نظامی کشور هدف نمی شوند. اما بی تاثیر هم نبوده اند . مجازاتهای اقتصادی در خدمت دولتهای قوی هستند و نه دولتهای ضعیف. چون رابطه قدرت به ضرر آنهاست. * کاهش توفیق سلاح اقتصادی: رهبران ملتهای هدف میتوانند برخی مواقع درد و رنج های اقتصادی تولید شده توسط ملت های خارجی را برای متحد کردن مردم خویش بر گرد پرچم حکومت مورد استفاده قرار دهند. دراین صورت به جای واگرایی در دولت هدف مجازاتها میتوانند بیشتر سبب دامن زدن به ناسیونالیسم و همگرایی سیاسی گردند. * ارزیابی موفقیت با ملاحظه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم: تاثیرات مستقیم و عمده مجازاتها عبارتند از: افزایش هزینه های ملت هدف با افزایش هزینه های واردات و حمل و نقل کالاها.توسعه بازارهای جدید صادرات و افزایش نرخ بهره سرمایه ها. گاهی تاثیرات غیر مستقیم از تاثیرات مستقیم مهمترند. * خلاصه ای از چگونگی بحران سوئز : دولت ناصر در مصر به محض رسیدن به دقرت در 1952 به فکر اصلاح کشاورزی افتاد. لذا تصمیم به ساخت سد آسوان گرفت. و نیاز به تامین مالی خارجی حدود 500 ملیون دلار داشت. آمریکاییان در 1955 اعلام کردند که مبلغ 54 ملیون دلار به مصر خواهند داد. اما در 1956 آمریکا طر اطلاع نامه ای انصراف خود را از تامین مالی سد اعلام کرد. در چنین فضایی طی نطقی در 1956 ناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد . این مهمترین تصمیم اتخاذ شذه توسط ناصر از زمان قدرت بود. در ان زمان غربی ها نارضایتی هایی از ناصر و تصمیماتش داشتند. سهامداران عمده کانال سوئز نیز فرانسه و انگلیس بودند. و در آن زمان نیمی از نفت تولیدی خاور میانه نیز از طریق این کانال به اروپا صادر میشد. پس ضرر اصلی متوجه انگلیس و فرانسه بود. اما در اینجا آمریکا این اقدام ناصر را یک عمل داخلی تلقی کرد. و موضع معتدلی گرفتند. پاریس و لندن مایل بودند که علیه اقدام ناصر دست به اقدام نظامی بزنند .اما این اقدام نیاز به توجیه داشت. پس تصمیم گرفتند جنگ اسراییلی عربی را بهانه مداخله خود قراردهند. پس از مذاکرات محرمانه انگلیسی فرانسوی اسراییلی آنان یک سناریوی جنگ را تنظیم کردند.به این شکل که: اسراییل سینا را به اشغال در می آورد و این عملیات نظامی امنیت سوئز را به خطر می اندازد. و فرانسه و انگلیس به اسراییل و مصر اولتیماتوم خواهند داد که نیروهای خود را از دو طرف کانال بیرون بکشند. اسراییل اولتیماتوم را خواهد پذیرفت . و بر اساس پیش بینی ها مصر آن را رد خواهد کرد. و همین بهانه کافی برای اشغال نظامی منطقه سوئز از سوی انگلیس و فرانسه خواهد بود. نتیجه این جنگ یک فاجعه سیاسی علی رغم پیروزی نظامی بود. . این حمله از سوی مجمع عمومی سازمان ملل با 64 رای که آمریکا وشوروی هم جزو آن بودند محکوم شد. سرانجام کار این بحران به شکست کامل قدرتهای سابق استعماری اروپا فرانسه و انگلیس منجر شد . در حالیکه ناصر در قدرت باقی ماند. *جنگ اکتبر 1973: در سال 1967 جنگی میان اعراب و اسراییل درگرفت که به شکست اعراب منجر شد و نوعی تحقیر را برای آنان به همراه آورد . و حالت " نه جنگ نه صلح" بین آنان به وجود آمد. پس از مرگ ناصر، سادات جانشین وی مایل بود که قدرت رهبری خود را در مقابل جوانانی که با اسطوره ی ناصری و خواستهای اخوان المسلمین تغذیه شده اند استوار سازد. با یک جنگ ضد صیهونیستی سادات مایل است ضمن تقویت نقش رهبری خود به حالت"نه جنگ نه صلح" در منطقه خاتمه بخشد. لذا از تابستان 1971 به همگان اعلام میدارد که در فقدان صلح، مقابله دایم با اسراییل هیچگونه عاقبت جنگی نمیتواند داشته باشد. در راستای این طرح در ژوییه 1973 یک طرح واحد اقدام جمعی سیاسی و نظامی توسط شورای دفاعی بین العربی علیه دولت عبری تهیه گردید. درهمین راستا مصر و سوریه برای حمله ای نظامی علیه اسراییل بسیج می شوند. این حمله در 16 اکتبر 1973 آغاز میشود. مصری ها و سوری ها با تهاجم مشترک خود توانستند برخی از ارتفاعات استراتژیک جولان و سینا را باز پس بگیرند. در سینا مصری ها توانستند پیروزمندانه از کانال عبور کنند و به خط "بارلو" نفوذ کنند. و با بهره گیری از موشکهای سام قابل حمل شکاری های اسراییل را خنثی کنند. و اقتدار نیروهای اسراییل را مورد تعرض قرار دهند. آنها اسراییلی را مجبور می سازند نیروهای تازه نفس خود را وارد جنگ کنند تا با تقویت نیروها خود بتواند خطوط آتش بس 1967 باز گردد. در جناح اسراییل به محض حمله سوریه و مصر شورای وزیران به ارتش اختیارات کامل عطا می کند. بین 8 تا 11 اکتبر اسراییلی ها اقدام به یک ضد حمله در جولان کردند و برخی شهرهای سوریه همچون دمشق حمس و طارتوس را بمباران کردند. و علاوه برجولان سرزمینهای جدیدی را اشغال کردند. اما اسراییل برای این پیروزی زیانهای بسیاری را هم دید. و 120 هواپیمای شکاری را از دست داد. و نیروهای سوری یک گردان زره پوش از اسراییل را نابود کردند. اما رهبران اسراییل میدانستند که پیشروی سوریه حتی حیات آن کشور را به خطر می اندازد . پس از شکست سوریه اسراییل به سوی سینا می رود و س از پایان بخشیدن به خطر سوریه حملات خود را علیه مصر آغازمیکند. . زمانی که شکست مصر آشکار میشود قطعنامه ای توسط شورای امنیت تصویب می گردد که درخواست آتش بس و مذاکرات فوری را می طلبد. اسراییل و مصر فورا آن را می پذیرند . سوریه نیز دو روز بعد می پذیرد. اما اسراییلی ها مایلند برای تقویت مواضع خود از آخرین ساعات باقی مانده سود جویند. پس علی رغم پذیرش آتش بس نیروهای اسراییل به استقرار خود در ساحل غربی کانل تا سوئز ادامه میدهند. در نتیجه دو طر ف همدیگر را متهم به نقض قوانین و عدم رعایت تصمیمات شورای امنیت می کننند. درگیریها تداوم می یابد و ارتش اسراییل می کوشد محاصره سپاه سوم مصر را که در ساحل شرقی کانال سوئز مستقر بود کامل نماید. اما به تسلیم واداشتن سپاه سوم مصر توسط اسراییل تحقیر انور سادات را به دنبال داشت. چیزی که برای شوروی و آمریکا نیز قابل قبول نبود. آتش بس دیگری دو روز بعد اعلام میشود توسط شورای امنیت. پس از ان مصر خواهان مداخله مشترک آمریکا و شوروی می گردد . که امریکا نمیذیرد اما شوروی قبول میکند. نهایتا در 25 اکتبر شورای امنیت با تصویب قطعنامه ای دیگر آتش بس دیگری را تکرار میکند و نیروهایی تحت عنوان نیروهای اورژانس ملل متحد برای خاور میانه تشکیل مید هد. (به منظور نظارت بر آتش بس). پس از آن 36 ناظر شوروی و 36 آمریکایی به نیروی سازمان ملل برای نظارت بر آتش بس می پیوندند. پس از آن بود که در بحبوحه جنگ سادات اعلام میکند: 1- آتش بسی را که بر اساس عقب نشینی فوری نیروهای اسراییلی از تمامی سرزمین های عربی اشغال شده از ژوئن 1967 بپذیرد. 2- با تحقیق این مورد، در یک کنفرانس بین المللی در جارجوب سازمان ملل که در ان دیگر رهبران عرب و نمایندگان خلق فلسطین شرکت نمایند حضور بهم رساند. 3- کانال سوئز را بر روی ناوگان بین المللی بگشاید. در 11 نوامبر 1973 در نزدیکی سوئز یک قرارداد آتش بس میان اسراییل و مصر به امظا می رسد. که شامل سازماندهی یک کنفرانس صلح در ژنو هم میشود. * موضع ابرقدرتها در جنگ 1973: در طول جنگ آمریکا و شوروی نقش عمده ای داشتند. این دو کشور نیازهای تسلیحاتی دو اردوگاه را تامین می کردند. و با رقابتی که در این بحران آشکار بود، در جهت تعهد طرفین جنگ به برقراری یک آتش بس و پیش بینی یک کنفرانس صلح پیشقدم شدند . توانستند قدرتهای سابق استعماری فرانسه و بریتانیا را ازدور خارج سازند. * نتایج حنگ 1973: 1-اعتقاد ایجاد شده مبنی بر توفق قطعی نظامی اسراییل به طور جدی زیر سوال رفت. 2- راه برای مذاکرات مستقیم بر اساس روابط جدید طرفین جنگ گشوده شد. 3- جنگ بر نقش برتر ابرقدرتها و دیپلماسی آمریکا در حل بحران خاور میانه به قیمت کنار زدن سازمان ملل صحه گذارد. 4- این جنگ شخصیت انورسادات را عیان ساخت که در جستجوی صلح با اسراییل نهایتا راهی جدای از سایر کشورهای جهان عرب برگزید. همچنین این جنگ بر انزوای دیپلماتیک اسراییل افزود و مفهوم " مرزهای امن " اسراییل را مورد سوال قرار داد. از زمان این جنگ شرایط در خاور میانه به طور عمیقی به نفع امریکا متحول می شود. و راه برای شروع یک پروسه صلح با میانجیگری امریکا آغاز میشود.. فصل سوم( نفت ابزار دفاعی اعراب) * کاربرد نفت پیش از 1973: در 1956 پس از حمله بریتانیا فرانسه و اسراییل علیه مصر، تصمیم به اعمال تحریم علیه مهاجمان اروپایی گرفته شد. اما در حالیکه تولید نفت در کنترل کمپانی های بزرگ نفتی بود موضوع تقریبا به طور کامل خارج از حوزه اقتدار دولتهای منطقه قرار داشت. مشکلات تامین نیازهای نفتی اروپا تنها از بسته بودن خطوط لوله در سوریه و کانال سوئز بود. و 1967 هنگامی که جنگ 6 روزه اعراب و اسراییل به وقوع می پیوندد تحریم علیه آمریکا و انگلیس به کار میرود .اما سلاح اقتصادی نفت به طور ناقصی اعمال شد و تاثیری نذاشت. * جنگ اکتبر عامل اصلی کاربرد سیاسی نفت: جنگ اعراب و اسراییل 1973 به طور جدی صنعت جهانی نفت را تکان داد. نتایج آن قیمتها و بحران انرژی بود. جنگ 1973 ضربه لازم شتاب بخش را به جنبش تضعیف کننده امتیازات سابق نفتی در کشورهای عرب بازی میکند. از این پس قیمت های نفتی به طور یکطرفه توسط کشورهای صادر کننده و نه شکرتهای صاحب امتیاز تعیین خواهد شد. * عواملی که باعث شد نفت خاور میانه با درجه بالای کیفیت و کمی هزینه شناخته شوند: 1- متوسط تولید در هر چاه در کشورهای خاور میانه ای بسیار به نسبت سایر مناطق بیشتر است . این وضعیت اجازه می دهد تا از تعداد کمی چاه مقدار زیادی نفت تولید کرد و در نتیجه هزینه استخراج را به طور محسوسی کاهش داد 2- عمق چاه ها در خاور میانه کم است. همچنین بخش وسیعی از تولید بهطور ضعیفی به صورت طبیعی به سطح زمین می رسد. چیزی که مانع هزینه های سنگین برای حفاری های عمیق و عملیات پمپاژ می گردد. به علاوه متوسط موفقیت در این منطقه در مقایسه با کشور های دیگر خیلی بالاست. چیزی که ریسک ها را کاهش میدهد. به دلیل وفور ذخایر موجود هزینه اکتشاف پایین است و این امر بهره خیلی پایین در متوسط سرمایه گذاری ها را ممکن می سازد. * نقش نفت در جنگ 1973: در 16 اکتبر این سال کشور های خلیج پارس تصمیم به افزایش قیمت نفت خام میگیرند که قبلا ظرف دو سال گذشته 40 % افزایش یافته بود. و در فردای آن وزرای 10 کشور عضو سازمان کشورهای عرب صادر کننده نفت گرد امده در کویت، تصمیم گرفتند از نفت به عنوان سلاح سیاسی در منازعه اعراب و اسراییل استفاده کنند. مطابق این تصمیم آنها ماهیانه تولید نفت خامشان را به میزان 5% کاهش می دادند تا انکه اسراییلی ها کاملا از سرزمینهای اشغال شده در 1967 خارج شده و حقوق مشروع خلق فلسطین احیا شود. کاهش تولید نخستین مرحله از کاربرد نفت به عنوان سلاح سیاسی بود. در مرحله دوم کشورهای عرب تولید کننده تصمیم به تحریم صدور نفت خام به مقصد کشورهایی گرفتند که دشمن تلقی میشدند.آمریکا هلند پرتقال آفریقای جنوبی کشورهای عرب از دید خود کشورها را به دشمن و دوست و بی طرف تقسیم میکردند. کلیه صادرات نفت به مقصد کشورهای گروه نخست که متفقین اسراییل هستند( آمریکا آفریقای جنوبی رود زیا هلند) بلافاصله تعلیق می شوند. گروه دوم کشورهایی که دوست هستند ( فرانسه اسپانیا انگلیس) از یک رفتار ترجیحی منتفع خواهند شد. در باره کشوره های بی طرف می بایست مقادیر باقی مانده بین آنها تقسیم شود که به نسبت پیش بینی ها کمتر بود. * استدلال اعراب برای کاربرد سیاسی نفت: اعراب معتقد بودند که سلاح نفت نیروهای امپریالیست را مطیع خواهد کرد. واسراییل را در هم خواهد شکست.عربستان سعودی در ان زمان معتقد بود صنعت نفت باید در همه کشور های عرب ملی اعلام گردد و تحریمی یک یا دو ساله برای شکستن کمر اقتصاد امپریالیسم کفایت می کند * بررسی شرایط توفیق یا عدم توفیق تحریم: عدم همراهی تولید کنندگان: اعراب قصد داشتند یک ضد حمله درجه بندی شده داشته باشند . اما نکته اینجا بود که دیگر کشورهای تولید کننده توانایی آن را داشتند که تولید خود را افزایش دهند تا نیازهای کشورهای مورد تحریم در 1973 را تامین نمایند .در این صورت این تحریم گزینشی تنها می توانست تاثیر اندکی در تامین نیازهای کشورهای مربوطه داشته باشد. اما این موضوع با عدم وجود همکاری بین تولید کنندگان تشدید می یابد. زمان: اول: آغاز مجازاتها و افزودن مرحله به مرحله مجازاتهای جدید به آن راهی است که توسط کشورهای عرب ار اعمال تحریم نفتی 1973 برگزیده می شود. دوم: به کار انداختن و اعمال مستقیم و جامع مجازاتها که توسط عبداله طریقی وزیر سابق نفت عربستان سعودی پیشنهاد می شد . وی طرفدار تحریمی کلی برای دوره دو ساله بود. اما با این حال این تحریم ها با بیشترین احتیاط ها انجام میشد. ایران نیز در این میان مخالف کاربرد سیاسی نفت بود. بعضی از کشورهای بانی تحریم هم موافق تداوم تحریم ها نبودند این احتمالا ناشی از وابستگی دو جانبه بین این کشور ها و کشور های هدف بود. * نتایج تحریم 1973: برجسته ترین نتیجه تحریم آگاهی یافتن به قدرت بالقوه و شگفت انگیزی است که جهان عرب با اعمال حاکمیت خود بر بزرگترین بخش ذخایر نفتی جهان و با کنترل موثر تولیداتش از آن برخوردار است. اما این تحریم به هدف اصلی خود یعنی تخلیه سرزمین های اشغالی توسط اسراییل و احترام به حقوق مشروع فلسطینی ها نایل نیامد. * تاثیر تحریم بر آمریکا: آمیرکا خیلی وابسته نفت کشورهای عرب خاور میانه و شمال آفریقا نیست و سلاح نفت بعد از اروپا آنان را تحت تاثیر قرار میدهد. آمریکا در 1973 تنها 8% از نیازهای نفتی خودش را از خاورمیانه وارد کرده بود اما با این حال نگران تحریم نفتی بودند. * تاثیر تحریم بر اروپا: اروپا از بحران نفتی 1973 بسیار نگران شد . اروپای غربی بسیار وابسته نفت عرب بود و نمیتوانست افزایش جدیدی در قیمت ها یا تحریمی تازه را تجربه کند. آنان شاهد وابستگی تشدید یافته خودشان به نفت اعراب بودند. و همین موضوع در موضع گیری های آنان در جنگ موثر بود.و وزاری امور خارجه 9 کشور اروپایی در 1973 از حل کل مساله خاور میانه حمایت کردند. اروپایی ها همچنان نگران خطرات و ریسک مداخله نظامی ایالات متحده درحوزه چاه های نفت خاور میانه بودند. * تاثیر تحریم بر کشور های جهان سوم: با توجه به ضعف اقتصادی کشورهای جهان سوم این کشور ها بسیار در برابر افزایش قیمت ها حساس بودند. و سلاح سیاسی نفت می توانست روی موضع کشورهای وارد کننده جنوب به نسبت کشورهای شما موثرتر باشد. افزایش قیمت ها نتیجه ثانویه جنگ اکتبر 1973 بود. ازطرفی با اینکه نفت از اهمیت اساسی در اقتصاد جهانی بخرودار است و تمرکز ان در خاور میانه میباشد وبیشترین نیاز به نفت را کشورهای صنعتی و قدرتمند دارند اما خاور میانه هم به فروش نفت برای تامین درآمد های ارزی مورد نیاز خود متکی است . * دکترین آیزنهاور : پس از بحران سوئز آیزنهاور این دکترین را ارایه نمود. تا زمانی که شوروی ها دست به هیچ تجاوزی نزنند نباید نگران شد . شوروی ها همچنان با چشم ولع به منطقه خاور میانه نگاه میکنند و در این راستا حاضرند دست به هر کاری بزند. و این نشان نیدهد که اهالی این منطقه به کمک نیاز دارند. اما ملت خاور میانه ایمان دارد که آمریکا خواهان سلطه در این منطقه نیست. وی تاکید میکند: رییس جمهور امریکا راجع به مسایل مختلف خاورمیانه برای رشد اقتصادی شان کمک خواهد کرد . اما آیزنهاور پیشنهاد میکند که آمریکا برای دفاع از خاور میانه از نیروهای نظامی اش استفاده کند. بند 4 دکترین آیزنهاور میگوید: در صورت ضرورت برای این اهداف رییس جمهور امریکا برای عملی شدن این مفاد از بودجه به هر میزانی که مایل است استفاده کند. البته تاکید میکند که استفاده از نیروی نظامی امریکا صورت نخواهد گرفت مگر اینکه کشور مورد تجاوز خودش رسما تقاضای کمک نظامی از امریکا کند... *سوالاتی که دکتر رفیع برای نمونه عنوان کرد: 1- جنگ 1973 چگونه پیش امد 2- چگونگی گسترش حضور امریکا در منطقه 3- سرانجام سرزمین فلسطین 4- دکترین آیزنهاور 5- شرایط موفقیت آمیز تحریم های اقتصادی 6- تحریم نفت می تواند تاثیر گذار باشد یا خیر پ.ن 1- درباره سوال 2 احتمالا منظور همان زمان 1973 است که آمریکا به عنوان میانجی نقش خود را پررنگ کرد. اما سرانجام سرزمین فلسطین مشخص نیست در چه برهه ای از زمان است.. در اینده یا گذشته؟ اما پاسخ بقیه سوالات در متن خلاصه شده هست. در هر حال زیاد سخت نگیرید! 2- به گفته خود استاد جزوه هم به طور کلی خوانده شود ..تنها این مطالب کافی نیست 3- آقای حسن تبار،"وعده احمدی نژادی" خصوصیات دیگه ای داره..! خم رنگرزی نیست که ..زمان میبره این کار.. این کتاب ۲۱۵ صفحه ای مملو بود از غلط های املایی ، کلمات منحوس عربی، اشتباهات نگارشی، جملات بی فعل و....که باید حتما به اطلاع دکتر رفیع برسه. ۴- به علت وجود مشکلات بند ۳ اگر مشکلی درخواندن بود تقصیر من نیست . ۵ - اگر مطلبی باقی مانده که عنوان نشده مطرح کنید تا قرار بدم.( آمار آخر کتاب مربوطه به نفت تولیدی و میزان درآمدهای کشورهای مختلف به نظرم ضروری نبود .اگر فکر میکنید ممکنه در امتحان بیاد بگید) ۶ - برای راحتی کار از کل مطلب پرینت بگیرید..تقریبن نزدیک به ۷ یا ۸ صفحه A4 میشه( تقریبن هر ۲۷ صفحه یکی !) پایدار باشید سمیرا فرخ منش
سلام يه جورايي دلم خواسته دوباره دلم يه چيزي بخواد . خيلي وقته دلم چيزي نمي خواد .اما الان مي خواد كه بخواد . خوب پيشرفتيه ، نه ؟ ... هر چي فكر مي كنم همش بوي موزيك سريال از سرزمين شمالي رو حس مي كنم .با برفهاي يه متري توي داستانهايي كه هميشه زمستون اتفاق مي افتاد و هيچ وقت ازرنگي نبودن تلويزيونمون شاكي نمي شدم .... آره بابا ... حالم خوبه !.....خيلي هم خوبه. فقط بعضي وقتها گير مي كنم ... .! مث وقتهايي كه آدم ماتش مي بره وهيچ تلاشي نمي كنه كه بياد بيرون ! بيچاره آدمي كه هي دست تكون مي ده ، صدا مي زنه و .... خلاصه خودشو پاره مي كنه كه ... . آدم مي خواد خفش كنه ! نه !؟ ... همیشه وسطای دی ماه دلتنگی فروغ می گیرم...! دوباره رفتم ظهیرالدوله.چقدربرف اومده.خدا هم همیشه بهش برف کادومیده! از نو مینویسم: ... فروغ من سلام! تولدت مبارک! یه شعربرات بخونم؟ آن روزها رفتند پانوشت ۱) شرمنده که حدیث نفس نوشتم. پانوشت ۲)دم موسی پسندی گرم.عجب نهاری بود. پانوشت ۳)واسه سینا دعاکنید. هنوز جای تو خالیست... علی جان. ولی تو "حتما" ی و اتفاق می افتی ... ... عید غدیربرهمگی مبارک.

داغ ترین خبرها(قابل اعتماد )
خانم سمیعی طی حضور شخصی خود در دانشگاه برنامه امتحانی جدید رو از آموزش دریافت کرد . من هم بلافاصه وارد وبلاگ کردم . (موقعی که سمیعی زنگ زد من پشت کامپیوتر بودم ) .
برنامه امتحانی جدید:
3/11/86 خاورمیانه (نفت ) ساعت 1
12 / 11 86 جامعه شناسی "
13/11/86 مبانی علم سیاست "
15/11/86 متون انگلیسی "
17/11/86 اصول روابط بین الملل "
20/11/86 اندیشه های سیاسی "
این خبر قابل اعتماد می باشد ولی اگه کسی شک داره میتونه با دانشگاه تماس بگیره.
علی حسن تبار به نقل از خبرگزاری مهر....

و اگر تحلیلی برروند کشورهای توسعه نیافته داشته باشیم معمولا درمسیر(4-2-1) گام بر می دارند یعنی ابتدا توده ها به صحنه آمده وسپس با شکل گیری نهادهای جامعه مدنی سعی در رسیدن به دموکراسی کامل دارند.
مسأ له مشارکت در معنای وسیع کلمه که در بر گیرندۀ انواع کنش های فردی و گروهی به منظوردخالت در تعیین سرنوشت خود وجامعه وتأ ثیر نهادن بر فر آیندهای تصمیم گیری دربارۀ امور عمومی است در سالهای اخیر به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است . در مورد مشارکت دو نوع رهیافت کلی وجود دارد.
دریک سنت کلی نظری مشارکت در سازمانهای اجتماعی یا سیاسی صرفاٌ وسیله ای برای تحقق اهداف دیگر( معمولاٌ علایق جزیی ، فردی ) در نظر گرفته می شود به این معنی هدف اصلی دستیابی به فایده های اقتصادی یا کسب منزلت بالا تر اجتماعی – اقتصادی یا قدرت ( در معنای ابزار گرایانه ) است . در این سنت نظری به طور کلی « امر اقتصادی » تقدم دارد . انسان به دنبال مراکز ساختن فایده های مادی و کم کردن زحمات و صدمات است و فعالیت اجتماعی یا سیاسی وسیله ای برای تأ مین نیازها و دستیابی به بهره مندی و رفاه بیشتر مادی است
سنت فکری دوم ، در بر گیرنده نظریه هایی است که به اصالت عمل اجتماعی و اهمیت « امر سیاسی » اعتقاد دارند .دراین نظریه ها ، مشارکت در فعالیتها ی اجتماعی و سیاسی فی نفسه هدف محسوب می شوند .و ازطریق آن توانایی ها وخلا قیت های انسان به عنوان موجودی عقلانی و ارتباط جو قطعیت می یا بند وفعا لیت سیاسی و اجتما عی فی نفسه فضیلت است و متمایز کننده حیات انسان از سایر اشکال حیات .
اما مشارکت خاص سیاسی به معنای حضور در عرصه های انتخابگر ، نوع حداقلی مشارکت انسانی در هر دو منظر فوق می باشد. تابلوی انتخابات و بیش و کم های آن در جوامع پیشرفته و قیاس آن با تابلوهای انتخاباتی حکومتهای در حال گذار (در حال توسعه ) وتامل دردرصد مشارکت واجد ین شرایط در گونة نخست٬ اولین منظر تحلیلی را با سؤالی جدی مواجه می سا زد .
چرا نرخ مشارکت خاص سیاسی پایین تر است ؟
عناوین ذیل بخشی از پاسخ های مرتبط با پرسش فوق می باشد که بابرداشتی آزاد از رویکرد دو گانۀ مشارکت عام ترسیم شده است .
۱)مشارکت سیاسی فایلی از یک پوشه
در کشورهای توسعه یا فته پوشه وسیعی به نام مشارکت به معنای بسیط آن نه تنها باز است بلکه هر روز هم گسترده تر می شود .
درواقع نقش سیاسی انسان در این نوع جوامع ، یکی از نقشهای بی شمار آن است . چرا که پراکندگی فاعلیت و تعیین کنندگی در رسته های اجتماعی و فرهنگی ، باریکه ای ناچیز برای هویت سیاسی فردی باقی می گذارد . در واقع انتخاب های سیاسی یا همان نقش ویترینی یک شهروند که تبلورش در انتخابات است ، کالایی جزئی در تولیدات نظری فردی به شما ر می آید . به زبان ساده تر می توان گفت : جولان اندیشه و مجا ری آن در جهات بسیاری می تواند رشد و تمدد یابد که سیاست و مظاهرش یکی از آن است .
آدمی در طبقه بندی نیاز ، به دو گونه نیازمند کف ونیازمند سقف ، طبقه بندی می شود . نیازهای کف یا همان حداقل ، معیشت ، خوراک ،مسکن٬... و امنیت است ونیازهای سقف ، فرهنگ ، هنر٬... و آزادیهای متفاوت را می شمارد .
شاید بخشی مهم از انگیزشهای فردی در حوزه سیاست در تحریض مشارکت ، اعلام واخواهی مجدد شماری از نیازهای کف یا سقف باشد . لذا در جامعه ای که حداقل نیازهای زیستن برای همیشه تأمین است وحدود وگسترهً هیچ دولتی آنرا به خطر نمی اندازد ، بخش عظیمی از مشارکت از دست خواهد رفت . چرا که عمده ترین دعاوی٬ مربوط به نوع اعطای حقوق حداکثر انسانی می گردد واین خیزش کلی اجتماع را بر نمی تابد . به عبارت دقیق ترپوشش نیازهای درجه یک ، اطمینان عمومی را نهادینه می سازد ومیل به مشارکت که یکی از دلایل آن اضطراب از دست رفتن نیازی از جنس کف می باشد را پایین می آورد .
کنش پذیری انسانی ، لازم و ملزوم زندگی فردی است . رفتارها ، هیجانات و اندیشه های حوزه خصوصی ، زمانی به حوزه عمومی تسری پیدا می کنند که ابزار آن صورت کمی و اثر گذار بر خود بگیرد . انتخابات نوعی از انواع دیالکتیک انسانی است ." زیر بنایی بودن ابرازوجود وروبنایی بودن آثار آن" اجتماعی که به حد وفور این حس مهم بودن واین ساختار مثمر بودن را برای شهروند ش می سازد ، در واقع حوزهٌ ای را تشکیل میدهد که عضو انسانی ، هم علت وجودی آن و هم معلول ماهیت آن می گردد .
شهروندی که هرروز هویت حقوقی اش پر رنگ تر میشود و ابعاد تازه ای به خود می گیرد در تلاطم انتخابات همیشگی انجمن های هنری ومحلی یا بلوکهای اقتصادی و دینی موج می پیماید و انتخابات سیاسی هم نهر کوچکی از این سیلاب می گردد که وزنی معادل یکی از ویترینهایی دیگر دارد نه بیشتر نه کمتر .
اما در جوامع خالی از این حوزه ، انتخابات سیاسی ، سیلابی است که چند ماه یک بار ، تفا له های هویت حقوقی را به غریقانش هبه می کند .(وه ، چه تلخ شد . نه ؟ )
این عامل عزیمتی ساختگرایانه دارد. نوع دخالت دولت در حوز های مختلف فرهنگی واقتصادی و سیاسی و ارتباط آن با زندگی عمومی ، نرخ مشارکت را تحلیل می کند . دولتی که نقش ژاندارمی دارد و در حوزه های اقتصادی و ..... به عنوان بازیگر(ونه داور) عمل می کند ، ظهور وبروزش چونان بازیگران دیگر است . بنابراین تأ ثیر اندکی در کل پیکر جامعه به تغییرات دولتی مربوط است و عمده اثر گذاری ،همان تجمیع حوزه های خصوصی است واین خود دلیل دیگری بر تغییرات جزيی جامعه در تغییر قدرتهای سیاسی می باشد . باا لعکس حکومتهای حداکثری ، دارای ساختی هستند که تغییرات بسیار جزیی در لایه مدیران حتی درجه 3 ، احتمال دگردیسی های عمده در بافت های کلان را بهمراه می آورد .
۵)حوزه عمومی مستقل جایگاه عرضه و تقا ضا
عرصه حوزه ٌ عمومی مستقل جایگاهی بی بدیل برای ورزشهای اجتماعی است . فرهنگ ، هنر، فلسفه ، و..... حتی ادیان توحیدی وعرصات آن گستره ای است که کاتالیزور آ زادی آنرا هویت سازی می کند و انسانها ورزش های اجتماعی شان را در آن نهادینه می کنند . جامعه ای که جایی برای ورزیدن های اجتماعی دارد وآ ن همگانی هم هست ، دچار چاقی های قومی وملی نخواهد شد . واندام اید ه آل خود را حفظ خواهد کرد . امّا برای جامعه چاق ( معلول فقدان جامعهً مدنی ) سر رسید هر انتخابات سیاسی چون آ ینه ای تمام قد است که، اندام فربه خود را می بیند و توسل به ورزش سنگین را متحمل ترین راه لاغری سریع می پندارد و توده وار و بی اراده به موزونی خویش می اندیشد.همچنان که رژیم غذایی طولانی و ورزش مستمر وسبک ، اضافهً وزن را از بین می برد ، متخصصان رژیم درمانی معتقدند ورزش سنگین و رژیم کوتاه مدت کم کالری ، در دراز مدت ، اضافه وزن به همراه می آورد و زیانی بیشتر . اینچنین است که تودهً بی اراده هر روز توده تر و بی اراده تر می شود ودرمقابل جامعه متناسب نیازی به ورزش سنگین در خود نمی بیند .
( ما چاقها اینو بهتر می فهمیم ! نه ؟ )
۶)عزل به مثابه اصل
انتخابات یکی از مظاهردموکراسی است واین مورد تأ یید اکثریت جوامع بشری نیز می باشد . امّا امر مغفول در ساخت سیاسی بسیاری از کشورهای در حال توسعه امر مهم وتأ ثیر گذار" عزل روشن" است . عزل آسان وروشن که روی دیگر سکۀ دموکراسی است مولود نهادهای موثر و قدرتمند و مستقل قضایی است که جزء لا ینفک تبلور اراده مردمی در انتخابات است . پاسداشت آرا وصیانت از آنها و نظارت و کنترل دقیق بربرنامه ووعده های پیش از انتخابات از یک سو ٬ وعزل بی تعارف از سوی دیگر بازوان دمو کراسی بوده وهست . رأی دهنده یا تعیین کننده ای که میزان مستقلی در کنارش حس می کند و منتخبی که ذره بین نهاد های مستقل را برای سیاستگذاریهایش حاضر می بیند عاملان فضای سالم وکم فساد جوامع مدرن می باشند . حال در فقدان بازوی ناظر مستقل از قدرت ، مکانیزم عزل چیزی جز انتخابی دیگر و آزمونی دیگر نیست . آنهم در شرایطی که چند سالی نارضایتی وناکار آمدی و بی کفایتی تحمل شده و فضای انتقاد احساسی و عاطفی گشته است . در این برهه تعویض افراد ،صرفا ٬ التیامی بر زخمهای دیرین می باشد نه انتخاب یک فرد جدید .چیزی که چند سال یک بار در اجتماعات و کشورهای فاقد حوزهً عمومی اتفاق می افتد نه انتخابات پر شور که نوعی عزل انقلابی و محترمانه است .
توی مدرسه یاد گرفتهام که تو میتوانی از کرم ابریشم پروانه بسازی. به نظر من این کار تو واقعاً محشر است. برای خواهرم چه کار میتوانی بکنی؟ او زشت است.
لطفاً به پدر و مادرم نگو که من این را برایت نوشتم.
رفیق تو
گرِگ (11 ساله)
من فکر میکنم تو باید واقعاً باهوش باشی که مذهب را اختراع کردی. با این کار باعث شدی که همهی مردم به تو احترام بگذارند و مدام اسم تو را به زبان بیاورند. من هم میخواهم معروف شوم. اسم من فرانک است.
با احترام
فرانک (11 ساله)
تو نمیتوانی کاری کنی که کلیسا جذابتر شود؟ مثلاً پخش چند فیلم ویدئویی چهطور است؟
فقط میخواهم کمکی کردهباشم!
سلیا (10 ساله)
تو چه کسی را عبادت میکنی؟ اگر عبادت نمیکنی، فکر میکنی میتوانی به من اجازه بدهی از انجام این کار خلاص شوم؟
با عشق
جَمی (8 ساله)
چهطوری؟ شنیدهام سرما خوردهای! نگران نباش. ما آدمها داریم روی دارویی برای معالجهی این بیماری کار میکنیم.
با بهترین آرزوها
دکتر(!) تونی (11 ساله)
چرا دینهای کمتری به وجود نمیآوری تا مردم بیشتر با هم دوست باشند؟
الکس (8 ساله)
تو چهطور با مریم آشنا شدی؟
اندی (6 ساله)
دکتر دیوید هلر
اشرف رحمانی - کورش طارمی
آن روزها
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های باد بادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
آن روزها یی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید
چشمم به روی هر چه می لغزید
آنرا چو شیر تازه می نوشید
گویی میان مردمکهایم
خرگوش نا آرام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشتهای نا شناس جستجو می رفت
شبها به جنگل های تاریکی فرو می رفت
آن روزها رفتند
آن روزها ی برفی خاموش
کز پشت شیشه در اتاق گرم
هر دم به بیرون خیره میگشتم
پکیزه برف من چو کرکی نرم
آرام می بارید
بر نردبام کهنه چوبی
بر رشته سست طناب رخت
بر گیسوان کاجهای پیر
و فکر می کردم به فردا آه
فردا
حجم سفید لیز
با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد
و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در
که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور
و طرح سرگردان پرواز کبوترها
در جامهای رنگی شیشه
فردا ...
گرمای کرسی خواب آور بود
من تند و بی پروا
دور از نگاه مادرم خطهای باطل را
از مشق های کهنه خود پک می کردم
چون برف می خوابید
در باغچه می گشتم افسرده
در پای گلدانهای خشک یاس
گنجشک های مرده ام را خک میکردم
آن روزها رفتند
آن روزهای جذبه و حیرت
آن روزهای خواب و بیداری
آن روز ها هر سایه رازی داشت
هر جعبه سربسته گنجی را نهان می کرد
هر گوشه صندوقخانه در سکوت ظهر
گویی جهانی بود
هر کسی ز تاریکی نمی ترسید
در چشمهایم قهرمانی بود
آن روزها رفتند
آن روزهای عید
آن انتظار آفتاب و گل
آن رعشه های عطر
در اجتماع سکت و محبوب نرگسهای صحرایی
که شهر را در آخرین صبح زمستانی
دیدار می کردند
آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لکه های سبز
بازار در بوهای سرگردان شناور بود
در بوی تند قهوه و ماهی
بازار در زیر قدمها پهن می شد کش می آمد با تمام لحظه های راه می آمیخت
و چرخ می زد در ته چشم عروسکها
بازار مادر بود که می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال
و باز می آمد
با بسته های هدیه با زنبیل های پر
بازار بود که می ریخت
که می ریخت
که می ریخت
آن روزها رفتند
آن روزهای خیرگی در رازهای جسم
آن روزهای آشنایی های محتاطانه با زیبایی رگهای آبی رنگ
دستی که با یک گل
از پشت دیواری صدا می زد
یک دست دیگر را
و لکه های کوچک جوهر بر این دست مشوش مضطرب ترسان
و عشق
که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میکرد
در ظهر های گرم دود آلود
ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم
ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم
ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم
و به درختان قرض می دادیم
و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت
و عشق بود
آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی
ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه
آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه
کنون زنی تنهاست
کنون زنی تنهاست
- چه اتفاق قشنگی! چه نیک حادثه ای! -
من؛ "احتمالا" و "شاید"، "خداکند"، "ای کاش"...
تو "نوبرانه" ی باغی، رسیده، شیرین، سرخ
- و من همیشه هم این طور "کال" ؛ صاحب باغ ... -
... مرا به پای درختان رها کند ای کاش!
امامزاده ی قلب ت دعاش درگیر* است
- هزار شمع بلند سفید ساده ... ؛ نذر –
که حاجت دل من را روا کند ای کاش
من و تو و شب و ماه و خدا و وعده ی وصل
- و إنّ َ وعده ی پروردگار یکتا ، حقّ ٌ –
خدا به وعده ی حق ش وفا کند ای کاش!
با عرض سلام
1- کلاس اصول روابط بین الملل و زبان (فقیه) هر دو به پایان رسید.(کابوس فقیه تمام شد.)
2- موارد امتحانی برای پایان ترم شامل ترجمه ، واژه های تخصصی و درک مطلب
3- جزوه زبان تا صفحه 36 پارگراف اول
از درس اصول روابط بین الملل:
4- کتاب رابرت جکسون کلاً حذف
5- کتاب دکتر قوام از صفحه 33 تا 136 و صفحه 231 تا 358
6- کتاب دکتر قاسمی از صفحه 371 تا 450
نکات مهم جهت امتحان
7- اولویت اول با کتاب و بعد از آن جزوه استاد
8- بحث تعارضات کتاب دکتر قاسمی مهم می باشد.
9- بحث تئوریها مانند تئوریهای رئالیسم و لیبرالیسم مهم می باشد.
10- بحث سیاست خارجه کتاب دکتر قوام ، مخصوصاً گفتارهای 5 ، 6 و 7 مهم می باشد.
نمونه سؤال امتحانی :
* - جهت گیری تعهد و اتحاد در سیاست خارجه کشورها به چه معناست؟ و چه الزاماتی دارد؟ و ازچه جایگاهی در سیاست خارجی فعلی قدرت های بزرگ برخوردار است؟
لازم به یادآوری می باشد که سؤال فوق به عنوان نمونه مطرح شده است و هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که در امتحان پایان ترم آورده شود .
با تشکر
علی حسن تبار موزیرجی
یکی از دانشجویان غیرمرتبط
نوشته شده در 2008/1/17ساعت
3:59 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/15ساعت
16:23 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/14ساعت
14:25 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/12ساعت
4:57 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/10ساعت
18:4 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/9ساعت
20:26 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/9ساعت
18:3 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/8ساعت
18:18 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/8ساعت
2:53 توسط مدیر| |
۲۲ دی شنبه جامعه شناسی سیاسی
نوشته شده در 2008/1/6ساعت
12:28 توسط مدیر| |
سلام
نوشته شده در 2008/1/6ساعت
0:46 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/4ساعت
22:48 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/1/3ساعت
2:36 توسط مدیر| |
...
نوشته شده در 2007/12/27ساعت
14:49 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2007/12/26ساعت
2:59 توسط مدیر| |



