رسانه به عنوان یکی از جدی ترین ابزاری که توان تاثیرگذاری چشمگیری را بر افکار عمومی داراست، اگر در اختیار فرد یا افرادی باشد، میتواند آنان را در رسیدن به اهداف بیشماری یاری کند. در سیستم هایی مانند نظام اطلاع رسانی ما که صدا و سیما در اختیار دولت قرار دارد و سینما نیز توان ابراز وجود آزادانه را ندارد ، یک نشریه در هر قالبی می تواند خلا اطلاع رسانی و همچنین قدرت تحلیل وقایع را به گردانندگان و مخاطبین آن هدیه کند . در کنار آن، محیط دانشگاه نیز به عنوان بستری که وظیفه تولید فکر را توسط تربیت دانشجویان به عهده دارد، می تواند با کمک این رسانه ی پر مخاطب و جذاب ، وظایف تربیتی دانشجومحور خود را زیبا تر ایفا کند. لذا ، با توجه به این که گردانندگان این وبلاگ همگی از جمله دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته ی علوم سیاسی هستند و لازمه ی این رشته نیز توانایی نوشتن و تحلیل وقایع مرتبط به این رشته است، از این دسته از دانشجویان ( به یاری دیگر دوستان هم رشته یا غیر سیاسی ) دعوت می شود تا در طول مدت زمانی مشخص اقدام به تاسیس نشریه ای دانشجویی با محور های مختلف نمایند. برای تحقق این امر ( پس از ابراز تمایل تک تک افراد و تقبل مسوولیتهای مشخص و گرفتن مجوز از بخش های مربوطه دانشگاه) بی شک راه اندازی و گرداندن این نشریه در سطح بالا با توجه به شرایط شغلی و آگاهی دانشجویان عزیز امر دشواری نبوده و به عبارتی می تو ان با همیاری وهماهنگی جدی و از پیش تعیین شده به این مطلوب دست یافت. به همین خاطر دوستان در صورت تمایل و بررسی تمام جوانب می توانند نظر خود را در زمینه های موضوعی و و گرافیستی و دیگر جنبه های نشریه اعلام نمایند. موضوعات قابل عنوان در نشریه : سیاسی . صنفی دانشگاهی، اجتماعی، فرهنگی ، و .... درمورد لوگو ، قطع ، نام نشریه و دوره ی زمانی آن با هماهنگی همه افراد داوطلب تصمیم گیری خواهد شد. .... دوستان غیر مرتبط پیشاپیش از پاسخ مثبت شما و همکاری در این زمینه سپاسگذاریم ! اطمینان داشته باشید که با تاسیس یک رسانه ضرری متوجه هیچ یک از همکاران نمی شود که هیچ .. بلکه در سابقه ی فرهنگی و تحولات فکری شما بسیار تاثیرگذار خواهد بود. پس این موضوع را مانند ارتقای سطح وبلاگ پشت گوش نینداخته و به طور جدی روی جوانب آن فکر کنید. بی صبرانه در انتظار پیشنهادات شما هستیم !! پ . ن : 1- در ابتدای کار اگر هماهنگی های لازم میان همین چند نفر صورت گیرد به نظر مناسب تر است . اما در صورت راه اندازی نشریه و گسترش آن بی شک نیاز به همکاری با دیگر دانشجویان چه سیاسی و چه غیر سیاسی هستیم 2- موضوع را جدی بگیرید لطفن ! ۳- قالب رو حس و حالم اومد سر جاش عوض می کنم ۴- ترجیح دادم برای پست پیشین کامنتی نگذارم عدالت!!!!!!!!! بر اساس آمار های رسمی در سال ۸۶، آمارزنان زندانی متهم به همسرکشی ۲۱ درصد در برابر ۱۸ درصد مردان همسرکش بوده است. در ايران کمپينی برای جمع آوری کمک مالی و جلوگيری از اعدام زن جوان ۳۲ ساله ای به نام اکرم مهدوی به راه افتاده که شوهر ۷۴ ساله خودرا به قتل رسانده است. فعالان اين کمپين می گويند اکرم مهدوی دوبار ازدواج کرده که هردو ازدواج در سنين پائين و ناخواسته انجام گرفته است واقدام او به ارتکاب قتل ناشی از رشد خشم و خشونت در خانواده در پی يک ازدواج اجباری است.
کمپين کمک به اکرم مهدوی از سوی جمعی از فعالان حقوق شر و مدافعان حقوق زنان به راه افتاد و قصد دارد با جمع اوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکيان پروند از اعدام وی جلوگير کند. اکرم مهدوی در سال ۸۲ به اتهام قتل شوهر ۷۴ ساله اش بازداشت و چهار سال است که در زندان به سر می برد.دادگاه برای اورا حکم اعدام صادر کرده و ديوانعالی کشو ر اين حکم را تائيد کرده است. مينا جعفری وکيل مدافع اکرم مهدوی می گويد : «الان پروند در اجرای احکام دادسرای جنائی است وبايد برود پيش رئيس قوه قضائيه تا بتوانند حکم را اجرا کنند ما تمام سعی خودمان را می کنيم که خانواده مقتول رابرای پرداخت ۶۰ ميليون ديه راضی کنيم و اين امر فقط با همکاری مردم ميسر می شود.خانواده اکرم وضع ماليش اصلا خوب نبوده ونيست وبه همين دليل هم نمی توانند کمک کنند». اصل خبر رو در ادامه مطلب بخوانید. پ.ن جدای از بحث جنسیت ، آیا درسته که یک جمعیتی بلند شوند و به یک قاتل که جرمش هم به عمد بوده کمک کنن تا از اعدام نجات پیدا کنه. اصلاً میگیم اعدام نه میشه کمکش کرد که از مجازات فرار کنه. آیا پیرمرد بیچاره گناهی رو مرتکب شده بود. اگه قتل غیر عمدی در کار بود ، میشد یه کاری کرد ولی وقتی قاتل به جرمش اعتراف کردو دلیلش قتلش هم قول ازدواجی بود که یه شخص دیگه بهش داده بود ، دیگه جایی برای ترحم باقی می مونه؟؟......... یکی کسی دیگه توی این مملکت وجود نداره که این گروه ها بیان ازشون دفاع کنن. با این کار از این به بعد هر کسی احساس کنه توی زندگیش با بنبست روبرو شد ، زود بره طرف مقابلشو بکشه ، خیالشم راحت یه گروهایی وجود دارن که ازشون حمایت می کنه اون وقت بحث عدالت چی میشه؟؟ دلم می خواد واقعاً بدونم کار اینا درسته یا من دارم اشتباه فکر می کنم. یه دلیل می خوام تا قانع بشم این خانم نباید اعدام بشه.لااقل مجازات که باید بشه. نباید بشه؟ شاید دلیلش زن بودن قاتله!!!!!!!! من مطمئنم که اگه یه مردی زنشو می کشت همون سال اول اعدامش می کردن. با اعدام یارو بازم همین گروهها ، شعار میدادن که حقوق بشر رعایت نشده!!!!!!!!!!! و مرد قاتل باید یه بار دیگه توی جهنم اعدام بشه تا دل خانم ها خنک بشه چرا اصلاً بیشتر ماها فکر می کنیم حقوق بشر فقط مخصوص خانم هاست؟ " ما راضي نخواهيم شد تا زماني كه عدالت، همچون سيل و نيكوكاري همانند رود خروشان گردد." (سخنراني مارتين لوتركينگ در واشنگتن ۱۹۶۳) در گستره علوم اجتماعي و بحثهاي فلسفي، نظريه هاي جامع و مستدلي در باب عدالت ارائه شده است. يكي از مسائل فكري تمامي فيلسوفان و مصلحان اجتماعي همواره بررسي و نقد هنجارهاي اجتماعي موجود بوده است. در اين راستا، آنها معمولا دست به تدوين تئوري عدالت (Theory of justice) زده اند تا معياري معين و دقيق براي سنجش درجه درستي و حقانيت هنجارهاي موجود اجتماعي در اختيار داشته باشند. بوسيله اين تئوري آنها به توصيف و تعيين نظامي از هنجارهاي اجتماعي مي پردازند كه به نظر آنها به بهترين نحو ممكن خير يا آزادي همه را در جامعه محقق مي كند. در يك كلام تئوري عدالت درك معين و مشخصي را از يك نظام ايده آل هنجارهاي اجتماعي به نمايش مي گذارد. اين نظام ممكن است از نظر منتقدان، تخيلي يا ناعادلانه باشد اما تا آنجا كه همچون يك نظام ايده آل معرفي مي شود، تئوري مدافع آنرا مي توان تئوري عدالت خواند. آنچه عموما قابل تصور بوده آن است كه عدالت با مفاهيمي همچون آزادي، برادري و برابري مترادف است، كه البته شايد همين طور هم باشد. اما اگر بخواهيم تعريف عامتري از عدالت داشته باشيم، بايد گفت كه آن نظام هنجارهاي اجتماعي عادلانه است كه به هر كس اجازه دهد تا بر طبق طبيعت و سرشت خود زندگي كند. شايد آن چيزي كه مد نظر افلاطون در جمهوري آرماني اش بود. با توجه باينكه انسان داراي غريزه مالكيت است و به رسميت شناختن آزادي عمل اقتصادي و سياسي او مهمترين حركت در جهت برقراري عدالت به شمار مي آيد. لذا از آنجا كه ما انسان را به سان موجودي مي بينيم كه داراي هيچ تعين داده شده طبيعي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيست، پس تحقق عدالت منوط به رسميت شناختن حقوق و آزادي عمل وي براي تحقق نيازهاي خود است. در نهايت يكي از دلايل رواج تئوريهاي عدالت، صرفنظر از وجود بي عدالتي هاي مختلف در جامعه، ضعف برخوردهاي اخلاقي در گذر از موانع و مشكلات اجتماعي است.لذا مكاتب و انديشه هاي بشري در نظريه آرماني خود توجه ويژه اي به مفهوم عدالت نشان دادند، همچنانكه در تعاليم تمامي اديان توحيدي نيز تئوري عدالت مندرج است. از مفهوم ارسطوئي و افلاطوني عدالت، هم فيلسوفاني مسيحي مانند آكوئيناس و اگوستين استفاده كرده بودند و هم از آن شالوده اي نظري براي فيلسوفان اسلامي مانند ابونصر فارابي، مسكويه، رازي و ابوالحسن عامري فراهم آمد. در واقع بحث اينان در مورد عدالت بازپرداختي از انديشه ارسطوئي عدالت بود. بر اين اساس دكتر شريعتي نيز عدالت را در مفهوم عام يكي از صفات خدا و به همين دليل يكي از اصول آفرينش دانسته است."وقتي مي گوييم عدالت يكي از صفات خداوند است بدين معني است كه عدالت يكي از اصول اساسي زندگي بشري است و بنابر اين بايد يكي از اصول اساسي جامعه ما باشد." همچنين در مباحث فلسفي و كلامي، عدالت به منزله جهان بيني يا يكي از اوصاف خداوند مطرح مي شود كه بحثي بسيار مهم است و ذهن متفكران غربي هم به آن معطوف بوده است. بعنوان مثال يكي از مضامين هميشگي تاملات فلسفي جامعه شناس ساختارگراي فرانسوي، لئو اشتراوس اين بود كه وجود يا عدم وجود خدا در فهم ما از عدل چه تفاوتي ايجاد خواهد كرد. آيا عدالت و جامعه خوب نهايتا مستلزم حمايت الهي و اعتقاد به اين حمايت است يا مبنائي طبيعي و صرفا عقلاني براي عدالت وجود دارد؟ اگر عدالت نهايتا مبتني بر حق و قانون الهي است، چگونه مي توان بين اديان متعدد رقيب حكم كرد؟ پي نوشت: _تاريخ تمدن، ويل دورانت _مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي، ريمون آرون _اخلاق و عدالت، محمد رفيع محموديان _عدل الهي، مرتضي مطهري _فربه تر از ايدئولوژي،عبدالكريم سروش _مجموعه آثار 26 ،علي شريعتي اگرکمی مهلت بود . پ . ن به کوروش به آرش به جمشید قسم به نقش و نگار تخت جمشید قسم.. که ایران همی قلب و خون من است.. گرفته ز جان از وجود من است... گرچه تمام مردمان بهانه ای برای آغازی دوباره دارند.. گرچه همه ملت ها روزی را برای شروع روزشمار سال های عمر خود نام گذاری می کنند.. اما.. خوشا به حال ما که روزگارمان با نسیم آغازین زایش طبیعت جان می گیرد.. خوشا به حال خاک ما که روح بلند پارس نشینانش، هماره با شروع بال زدن پروانه ها، فروردین را جشن می گیرند.. خوشا به حال ما که نه در میان سرمای برفین به پیشواز تازه شدن می رویم و نه در میان روزهای سوزان.. و براستی خوشا به حال ما که شروع تقویم مان همراه با شروع لبخند شکوفه های درختان سیب است... ... دوستان دوست داشتنی!!!!!!!! چند ماه و اندی از بودن ما در کنار یکدیگر می گذرد.. و این نوروز ، نخستین نوروزی ست که هر یک به عنوان یکی از غیرمرتبطین مدتی نه کوتاه و نه طولانی را به همجواری و هم کلامی و همنشینی گذراندیم.. گرچه هنوز عمده ی راه باقی مانده.. اما این نخستین فصل سبز را به یُمن دوستیمان، به فال نیک گرفته و همگی برای دیگری، آرزوی سالی پر از لبخند و همراهی، اوج گرفتن و پایداری ، در سر می پرورانیم.. باشد تا راه مشترکی که میان این چند نفر آغاز شده، جدا از عنوان پر طمطراق" کارشناسی ارشد علوم سیاسی"، راهی باشد که سرانجامی جز گام برداشتن در راه سرافرازی این خاک پاک در انتظارش نباشد.. 12 ماه باقی مانده از ۱۳۸۷ و شروع سال 3746 زرتشتی بر همگی مرتبطین و غیر مرتبطین ایرانی به شادی...
ادامه مطلب
ذره آبی هم کنارت می رفت
یک٬نه!
دوسه تاآدم عاقل
باغبانت بودند
شاید
ذره ای ازشایدهم کمتر
می شکفتی کم کم
من که اصلا وبه اکمال یقین کردم تو
نمی رویانی!
شنفتی؟
حق داری
تو ٬ دم هر گوشی
فریاد زدی" آب"!
ولی "کود" نثارت میشد
باز هم داد!
فقط "کود" ٬ به غایت مرغوب!
همه اش "کود"شدی!
خاکت گم شد!
عده ای بی خبر از تدفینت
دعوی مالکیت دارند!
که تو مال که هستی؟!
تو بگو:این که میخوانیدش
مشتی "کود"بدبوست!
بی ثمر ٬ بی حاصل!
من٬ دختر خاک وطن٬
به رسوم جهال عرب!
خفته ام در گوری
همین نزدیکا!
زیر قطری از "کود"
می سپارم کم کم جان.
میم نون
نهم فروردین هشتادوهفت
مطالعه ی مقاله ی سعید لیلاز در مورد اوضاع اقتصادی و
سیاستهای غلط دولت در تشدید شرایط نابهنجار
کنونی برای فهم بیشتر سطور بالا توصیه می شود.
نوشته شده در 2008/4/13ساعت
0:34 توسط سمیرا فرخ منش| |
نوشته شده در 2008/4/6ساعت
18:54 توسط علی حسن تبار| |
نوشته شده در 2008/4/2ساعت
22:32 توسط مهدی فرنیان| |
نوشته شده در 2008/3/28ساعت
7:5 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/3/20ساعت
2:54 توسط سمیرا فرخ منش| |


