به سادگی دو ترم از هم کلاسی دانشجویان غیر مرتبط علوم سیاسی گذشت و نزدیک به 1 ماه دیگر ترم دوم به روزهای امتحانی خود نزدیک می شود.. تمامی دانشجویان حاضر در این کلاس از جمله افرادی بودند که تا بدین هنگام پشت نیمکت کلاس های دانشگاهی این رشته قرار نگرفته بودند و نخستین تجربه ی آموزش آکادمیک دانشجویان عزیز در ماه های پاییز آغاز شد و در میان برف سنگین نیمه های زمستان سال گذشته نیز پایان یافت.. ترم دوم نیز جدا از وقایع خوب و بد ترم نخست آغاز شد و امروز تقریبن در آستانه ی روزهای پایانی ترم قرارداریم.. حاصل ترم پیش هم جدا از نمره هایی که بسیاری بر حق بود و برخی نبود ! آشنایی با اساتید این رشته در حوزه ی دانشگاهی واحد آزاد شهر چالوس بود..که این آشنایی می تواند خود به تنهایی( جدا از نمره های کسب شده) امتیاز مثبتی برای دانشجویانی به شمار رود که دل از رشته ی وابسته به مدرک کارشناسی خود کنده اند و به حوزه ای نوین قدم گذاشته اند . به همین خاطر بی بهانه نیست اگر یک نظرسنجی مختصر از دوستان داشته باشیم که : کدام آموزگار در ترم گذشته در یادگیری دروس مربوطه، تاثیر بیشتری را بر هرکدام از شما داشت ؟ معیارهای مورد نظر هم فاکتورهای آموزشی ست و هم گزینه های اخلاقی و رفتاری اساتید محترم به عبارتی : کیفیت بالای تدریس در کلاس ارتباط متعادل و آکادمیک با دانشجو حفظ آرامش و جو مثبت کلاس عدم اعمال سلایق شخصی در آزمون ها و دیگر موارد... به همین منظور یک نظر سنجی در همین پست تارنما قرارداده شده با عنوان : با حفظ احترام همه ی اساتید.. برترین آموزگار ترم گذشته کدام استاد بود؟ ۱- استاد سلیمانی ۲- استاد میرترابی ۳- استاد دیلم صالحی ۴ -استاد رفیع ۵ - استاد اسلامی دانشجویان توجه داشته باشند از استاد برگزیده به هر طریقی که دوستان مایل باشند در کلاس یا خارج کلاس قدردانی مناسب به عمل خواهد آمد! رو نوشت: این روزا همه غیر مرتبطین دنبال درس و مشق خودشون هستن و وقت نمی کنن بیان یه سری به ایسم ها بزنن چه برسه به این که بیان پست جدید بزارن. منم مجبور شدم خودم دست بکار بشم تا دوباره همه مجبور بشن بیان یه سری بزنن!!! می دونید چرا؟ آخه هر موقع من پست جدید می زارم همه می ریزن سرم و هی کامنت می زارم که این چه پستیه گذاشتی و ازین جور حرفا. منم گفتم باشه دیگه نمی زارم . اخه مدیران بالا دستی این وبلاگ نظشون اینکه که توی این وبلاگ در مورد سیاست بنویسیم . من که از سیاست این مملکت سرم نمی شه که بیام در موردش چیز ی بنویسم هر کی هم می گه سرش میشه داره دروغ میگه. اوضاع مملکت اونقدر بهم ریخته هست که مخ آدم سوت می کشه . از هرجائیش که بگی ، یه جای دیگش خرابه . ول کنم بهتره . اخه داره یه کم سیاسی میشه. البته اینم بگم من هم دنبال درس و مشقم هستم ولی خوب این طرفا هم آفتابی می شم. یه چیز دیگه. تا الان دوتا جلسه واسه وبلاگ ایسم ها گذاشتن و هر دوتاشون هم بعد از پست یا کامنتهای شاهکار من بوده . احتمالاْ با این پستی که می زارم دوباره باید دوشنبه یه جلسه اضطراری بزاریم. {حسن چالوسی} با اون استکان های ترک خوردش. ولی خوب میچسبه . ولی همیشه چایی هاش سرده . یارو هم خوب مارو شناخته تا میرین تو مثل پروانه دور میثم می گرده. راستی جاسیگاریشو دیدن!!!! نعلبکیه. فقط نباتش یه خورده شبیه نباته . گفتم جاسیگاری یاد جااستادی افتادم که جلوی میز استاد توی یکی از کلاسا نوشته شده فکر کنم کلاس ۴۰۳ باشه و به قول یکی از بچه ها توی طبقه چهار. راستی ما طبقه چهارمی ها ، یه پا ورزشکاریم. رشته صخره نوردی. حالا دو تا مطلب بی ربط: از برنارد شاو(Bernard shaw) پرسیدن : در مدت عمر چند سال تحصیل کردی؟ گفت: به جز دوسال دانشگاه ، بقیه شو تحصیل کردم !! منبع: یه sms منم یه جورایی توی دوران دانشگاهیم نمی تونم درس بخونم . یعنی منم ....... برنارد شاو یه چیز دیگه هم گفته : " علت بدبختی ما ، اوقاتی هست که صرف فکر کردن درباره خوشبختی می کنیم. منبع: یه sms دیگه. پس منم یه آدم خوشبختم چون اصلاً به خوشبختی فکر نمی کنم. مطلبو گرفتید . فهمیدید چی شد. یه چیز مهم داشت یادم می رفت: روز دوشنبه وقتی کلاس دکتر متّقی تموم شد ، میثم گفت می خوام برم خونه . منم انگار یه سطل آب سرد ریختن رو سرم. گفتم واسه چی میری گفت کاری پیش اومد باید برم. اخه دوست عزیر تو نمی گی ما بدون تو چه جوری دانشگاه رو تحمل کنیم. اونم کلاس دکتر پیراسته رو با اون حرف زدن هاش. آخر ما نفهمیدیم علم حصولی درسته یا حشولی؟ از اون بدتر وقتی خانم م. س اومد کلاس میگه خانم س.ف هم رفته ، دیگه اونقدر جونی هم داشتیم از بدنمون رفت. کلاس بدون 2 تا از غیرمرتبطین واقعاً تحملش سخته. اونم کلاس منطق. باز دمه میثم گرم ، که لااقل باهمون خداحافظی کرد . ولی خانم س.ف .......... من اگه کلاسمون تموم بشه تا از همه غیرمرتبطین عضو وبلاگ خداحافظی نکنم نمی رم ولی خوب پیش میاد دیگه. 1- حالا من از بی پستی یه چیزی نوشتم . غیر مرتبطین لطفاً ناراحت نشن که اینا چیه نوشته . 2- ولی من جلسه رو نقد و بررسی رو هستم . البته اگه بازم میثم حساب کنه 3- این پست هم در مورد دانشگاه هستش پس مغایر آئین نامه وبلاگمون نیست ۴- مدیران وبلاگ هم لطف کنن جای اسم منو با وبلاگم عوض کنن . اینجوری شاید بعضی ها فکر کنن اسم من غروب بارانیه و اسم وبم علی .ح اصول و قواعد مدیریت در حوزه های مختلف تئوریزه شده و الگوهای متعددی نیز در این راستا ارائه شده است. اکنون دیگر در یک سازمان ،قدرت آمرانه و مدیریت عمودی جوابگو نمی باشد و سازمانها بصورت سیستمی و ارگانیک اداره می شوند. در این سیستم هر یک از اجزاء در جای خود قرار دارند و در حوزه خود اختیار تام دارند و ارتباط افقی با دیگر حوزه ها بر مبنای سیستم مدیریت آشکار برقرار است. به سازمانها و ادارات استانی و محلی حداکثر اختیار داده می شود تا روند بروکراسی کاهش یافته و رضایت عامه حاصل گردد، اما ظاهرا دولت نهم اعتقادی به این اصول و علوم تجربی آزموده شده بشری ندارد و کماکان سیستم سنتی کمک حال مدیریت می شود.حتما بارها از رسانه های دیداری و شنیداری شنیده اید که "رئیس جمهور شخصا مصوبات استانی را پیگیری می کند" و یا اینکه در حین سفرهای استانی اعلام می شود که " چندین هزار نامه خطاب به رئیس جمهور نوشته شده است و وی آنها را بررسی خواهد کرد" نمونه های متعددی از این دست را می توان بعنوان نمونه ذکر کرد. به راستی، با توجه باینکه از نظام دولتی ایران بعنوان یک دولت فربه و حجیم یاد می شود در این بین دولت فربه چه نقشی را داراست؟ آیا چند ملیون کارمند دولت قادر به پاسخگوئی به یک کشاورز نیستند و او باید به شخص رئیس جمهور در زمینه آبرسانی به مزرعه خود نامه بنویسد؟! چرا به مدیریت سیستمیک بهایی داده نمی شود؟! جالب تر اینجاست که همین روند از طرف دولت تقویت می شود! تبلیغاتی کردن موضوع، تشویق کردن نامه نگاریها و در کل تقویت شاخصه های جامعه توده ای در ایران دلیل اصلی نگارنده بر این مدعاست. دولت با حرکتها و سیاستهای پوپولیستی و دماگوژیستی ( که به آن مباهات هم می کند) سیستم مدیریت کشور را حتی تا چندین سال آینده به رخوت و تنبلی دچار نموده است. مدیران میانی و ارشد عادت کرده اند تا افرادی گزارش نویس و فرمانبردار بار بیایند تا افرادی خلاق و مدیر و مدبر. مولفه های سانترالیسم بوضوح در جامعه ایران قابل لمس است و این آفتی است برای این کشور که سند چشم انداز ۲۰ ساله را نصب العین خود قرار داده است.

نوشته شده در 2008/5/17ساعت
19:1 توسط سمیرا فرخ منش| |
نوشته شده در 2008/5/9ساعت
14:47 توسط علی حسن تبار| |
علم مدیریت در دهه های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است.
نوشته شده در 2008/4/24ساعت
14:47 توسط مهدی فرنیان| |

