برای آن شب معترف شدم که بی "صلاة" و "صوم" حضرت رسول (ص)! مرا می برید به کوه؟ یادم میدهید "خواندن"ی مثل خویش؟ شبی، ولو قلیل،"مزمٌل"می دهید به من؟ فصل رطب گذشت،من را نمی خرید؟ تمام نعمت خدا! سلام! التماس دعا! میم.نون . همه ی امیدمو پیچیدم تو اون بقچه سبزه ٬ گذاشتمش ته کشوم٬پشت اون جعبه نوارا. به شوق منزل تو بی قرار باید شد عنان حنجر خود را زدست باید داد ز ابروی تو رمیدن بما نمی آید به یک دو ذبح ٬حقوق لبت ادا نشود کسی که عشق نداند ٬مرا نمی فهمد زخویش هر که رود٬ جای او تو می آیی مقام خاک شما ٬در حسادتم انداخت من از جلوس تو بر نیزه٬ خوب فهمیدم مرا به خویش گذارید ٬تا که گریه کنم 
در مقدمه بی پرده ها نمایان نمیشود.
خواهش واستجابت ها خبر نمیشود.
بر سر اصل مطلب ، زود،بدو،می روم
اینجاست که آرزوها ، شرر نمی شود.
امروز که با شما بود، چه زود گذشت!
قول داده اید ، خدا هم خبر نمی شود.
در جستجوی صبح شمایم،سحر نمیشود؟
این لطفتان هرگز فراموشم نمی شود.
در "اقرأ"ش گیرم،چرا بهتر نمی شود؟
جان و دلم به خدا،ازین سرد تر نمی شود.
چیزی به یک خرید،از شماکم نمی شود.
بدون شوق شما روزم بسر نمی شود.
.
.
پانوشت:
عید همگی مبارک.
یا علی.
اینا رو به تو میگم که یادت میمونه رفاقتو ! همچین که همه رفتن ... توحواست باشه ٬
یه وقت نکنه تو رودر واسی بقیه گیر کنی.... همه رو بیخیال شو٬ یه دقه دل بده ببین چی
ازت خواستم درست تمومش کنی...آروم میای میشینی کنارم ٬ این پارچه سفیده رو
می زنی کنار٬امانتی رو آروم می کشی رو صورتم... حواست باشه کسی بویی نبره...
نمی تونی؟! تورو خدا تودیگه ازین حرفا نزن. تو که میدونی همه چیزم همینه!
بذار دل منم خوش باشه. بساط گریه اینجا هم پهن باشه.یادت میاد نصفه شبی
دوره افتاده بودیم تو بین الحرمین ٬ریز ریز اشک می ریختیم و وصیت می کردیم.
ازت قول گرفتم.تو هم قسم خوردی.گفتی باشه.داره وقتش میشه ها!آدرسشو که بهت دادم.
حتما بیارش این چفیه رو.خیسش کن.بعد بکش رو صورتم.میخوام خنک بشم.
به خدا خیلی دعات میکنم...
فاتحه یادت نره ها! همونی که قرار گذاشتیم: اللهم لک الحمد حمدالشاکرین .....
پیاده راه فزون شد٬سوار باید شد
اسیر گریه بی اختیار باید شد
قتیل تیغ کج ذوالفقار باید شد
برای حج لبت ٬ تارومار باید شد
برای صحبت آتش ٬ شرار باید شد
برای کسب تو٬ بی اعتبار باید شد
به شوق پیکر گرمت ٬ مزار باید شد
برای بانگ اذانت منار باید شد
قتیل گریه آن گل عذار باید شد
.
نوشته شده در 2008/7/29ساعت
4:21 توسط مدیر| |
نوشته شده در 2008/2/27ساعت
11:57 توسط مدیر| |


