روش تحقیق در علوم سیاسی جدول زیر معیار بارم بندی درس روش تحقیق در علوم سیاسی می باشد که توسط دکتر دیلم صالحی طراحی شده است.
پ . ن ۱- در مورد بند ۱۱ مشخص نیست که استاد منظورش چیست . طبق لیستی که من دارم به همین صورت نوشته شده. حالا این ۴ نمره را استاد چه جوری میده خدا میدونه. البته زیر جدولی که من دارم نوشته شده که گزارش کلاس ۴ نمره ولی استاد در بند ۱ واسه گزارش کلاس نمره منظور کرده است. حالا اگه استاد خودشان این پست رو خوندن بنویسن که منظورشان چه بوده. ۲- شک نکنید میم نون درس منطق رو افتاده. ۳- خودم لبه مرزم . بستگی به چشمای استاد داره. احتمالا من و میم نون ترم بعد باهام دوباره باید منطقو پاس کنیم ۴- آقای م .ف تماس گرفت و خواستار تشکیل جلسه اضطراری جهت انتشار نشریه شد. اضطراری یعنی همین چند روزه . نه اینکه تا اخر تابستون. مکانش هم مهم نیست. البته من پیشنهاد میدم بیایید خونه ما . هم فاله هم تماشا. یه بار امتحان کنید ضرر نداره. ۵- راستی اینجا غروب بارونیه. 6- در روند نوسازي دلايل مطلوبيت اقتدار سياسي در كشورهاي جهان سوم را تببين كنيد : در ساختن هر حكومتي كه بايد انسانها را به وسيله انسانهاي ديگر اداره كند، بزرگترين دشواري اين است كه نخست بايد حكومت را قادر ساخت كه بر حكومت شوندگان نظارت كند . و در مرحله دوم بايد آن حكومت را واداشت تا رفتارش را تحت نظارت قرار دهد. اما در بسياري از كشورهاي رو به رشد حكومت ها نمي توانند نخستين وظيفه را را انجام دهند و از عهده ي وظيفه دوم هم بر نمي آيند. مشكل اصلي اين كشور ها نه آزادي بلكه ايجاد يك سازمان عمومي مشروع است . انسانها ممكن است بدون آزادي از سامان برخوردار باشند ولي بدون سامان نمي توانند هيچگونه آزادي را نگه دارند . پيش از محدود ساختن دامنه ي اقتدار، بايد اقتداري وجود داشته باشد و همين اقتدار است كه در كشورهاي رو به رشد كمتر پيدا مي شود . زيرا در اين كشور ها روشنفكران از خود بيگانه، سرهنگان گردنكش، و دانشجويان شورشي جكومت را پيوسته در معرض تهديد دارند. پس در اينجا لزوم وجود اقتدار سياسي آشكار مي شود . در واقع همين كمبود اقتدار است كه جنبش هاي كمونيست به وسيله ي آن مي توانند برآن فايق آيند . شايد برخي حكومتها مانند كمونيست ها از نظر مبارزه با قحطي، افزايش سطح بهداشت ، گسترش حجم محصولات ملي، ايجاد صنعت و بالا بردن سطح رفاه ، از حكومتهاي آزاد بهتر نيستند..اما يك كار است كه به خوبي از پس آن بر مي آيند . و آن اين است كه آنها اقتدار موثري را پايه ريزي مي كنند. در واقع در حكومت هايي كه اقتدار دارند ايديولوژي پايه مشروعيت را فراهم مي سازد . در حاليكه سرنگوني در كشورهايي كه اقتدار ندارند امر ساده ايست.يعني اقتدار باعث مي شود كه حكومت مورد نظر به خوبي پايه ريزي گردد . در واقع حكومت هايي كه اقتدار دارند شايد آزادي يا خيلي چيزهاي ديگر را به ارمغان نياورند اما توان حكومت كردن دارند . يا به عبارتي اقتدار دارند. به طوريكه حكومتهاي مقتدر( مانند حكومتهاي كمونيستي) سعي در پر كردن شكاف سياسي را دارند. و به وسيله ي اقتدار خود در هنگام كشمكش ها و خشونت هاي اجتماعي كه بلايي براي كشورهاي رو به رشدند ،نوعي اطمينان به سامان سياسي را به بار مي آورد.در حاليكه ايجاد يك اقتدار كارآمد در سيتسمهاي رو به توسعه امر واجبي است. يعني بايد در ابتدا حكومتي شكيل شود و قدرت و اقتدار درآن انباشته گردد و پس ازآن بايد به عواملي مانند تقسيم قدرت ( مانند تعيين حقوق شهروندان، تقسيم قوا، نظارت ها و موازنه ها، فدراليسم، انتخابات منظم و احزاب رقيب) بپردازد. يعني تا اقتداري نباشد بقيه اقدامات بي فايده است.. 7- معيارهاي نهادمندي سياسي را توضيح داده و تاثير انعطاف پذيري در نوسازي را بيان كنيد: نهادمندي فرآيندي است كه سازمان ها و شيوه هاي عمل با آن ارزش و ثبات مي يابند. سطح نهادمندي هر نظام سياسي را مي توان با عوامل مختلفي آزمود. مانند : الف : تطبيق پذيري- انعطاف ناپذيري ب : پيچيدي-سادگي پ : استقلال – تابعيت د : انسجام – گسيختگي تطبيق پذيري- انعطاف ناپذيري : عوامل مرتبط با " تطبيق پذيري- انعطاف ناپذيري " خود با 3 شيوه اندازه گيري مي شود .. اول : زمان / دوم : پشت سر گذاشتن نسل ها / سوم : كاركرد هرچه يك سازمان و شيوه عمل آن تطبيق پذيرتر باشد، سطح نهادمندي آن نيز بالاتر است . تطبيق پذيري يك ويژگي سازماني اكتسابي است . از فراز و نشيب هاي محيطي سرچشمه مي گيرد . پس هر چه يك سازمان پر فراز و نشيب تر باشد تطبيق پذيري آن بيشتر است. انعطاف ناپذيري ويژگي سازمان ها ي نوپا است . و نه سازمان هاي قديمي . اما اين به آن معنا نيست كه سازمانهاي كهن اگر در يك محيط ايستا قرار بگيرند تطبيق پذير باقي مي مانند. *زمان- يك جنبه از بقاي يك سازمان به " زمان" بستگي دارد. يعني هر چه يك سازمان يا شيوه عمل آن زمان بيشتري راپشت سر گذاشته باشد سطح نهادمندي آن نيز بالاتر است. نهادهاي سياسي يك شبه آفريده نمي شوند . بدين معنا كه رشد سياسي به ويژه در مقايسه با رشد بسيار سريعتر اقتصادي آهنگي كند دارد. در برخي موارد هم يك تجربه خاص ميت واند به جاي گذشت زمان عمل كند . مانند كشمكش هاي حاد كه بسيار زودتر از مواقع عادي سازمانها را تبديل به نهاد كند. اما با اين وجود باز هم به زمان نياز است. *پشت سر گذاشتن نسلهاي پي در پي: تا زماني كه يك سازمان هنوز نخستين دسته از رهبرانش را داشته باشد و يا يك شيوه ي عمل هنوز به دست كساني انجام گيرد كه كه نخستين بار آن را انجام داده باشند تطبيق پذيري آن مشكوك است . هر چه بك سازمان مساله جانشيني مسالمت آميز را بيشتر پشت سر گذاشته باشد و رهبري بيشتري به خود ديده باشد ،د رجه نهادمنديان بالاتر است . البته رهبري در يك سازمان ممكن است ، بدون هرگونه دگرگوني در نسل رهبري دگرگون شود. *کارکرد - تطبيق پذيري سازماني را مي توان ازجهت كاركردي هم آزمود . معمولن هر سازماني براي انجام دادن يك كارویژه به وجود ميآيد و زمانيكه ديگر به آن كار نيازي نباشد سازمان با بحران عمده اي روبرو مي شود : يا كاركرد تازه اي بري خود مي يابد يا تنها مرگش را به تاخير مي اندازد. سازماني كه خودش را با دگرگوني هاي محيطي تطبيق داده و پس از چند دگرگوني در كاركردهاي اصلي اش همچنان پابرجا باقي مانده، از سازماني كه هيچ يك از اين دگرگوني ها را به خود نديده باشد نهادمند تر است.تطبيق پذيري كاركردي معيار راستين يك سازمان به خوبي تكامل يافته است. نهادمندي موجب مي شود كه رهبران و اعضاي يك سازمان ارزش في نفسه براي آن قايل شوند . و آن سازمان جدا از كاركردهاي ويژه اي كه زماني باري ناجام دادن آنها پديد امده بود.، حياتي مختص به خويش را دنبال كند . بدينسان سازمان بر حيات خويش چيرگي مي بايد. يك حزب سياسي زماني كاركردش طولاني مي شود كه كاركردش را از نمايندگي يك دسته از هوادارانش به دسته ديگر تغيير دهد يا به جبهه مخالف دست يابد. پيچيدگي – سادگي : هر چه يك سازمان پيچيده تر باشد سطح نهادمندي ان نيز بالاتر است . پيچيدگي هم مستلزم تعدد خردواحدهاي سازماني ازجهت سلسله مراتب و كاركردهاست و هم به تمايز انواع خردواحد هاي جداگانه سازماني بستگي دارد. هر چه شماره و تنوع خردواحد ها بيشتر باشد توانايي سازمان براي تضمين و نگهداشت وفاداري هاي اعضايش بيشتر است. از طرفي سازماني كه مقاصد گوناگون دارد بهتر از سازماني كه تنها يك مقصود دارد مي تواندخود را با موقعيت از دست رفته يك مقصود تطبيق دهد . نظام هاي سياسي سنتي به نسبت ساده و ابتدايي معمولن تاب فرآيند نوسازي را ندارند و در اين فرآيند نابود مي شوند. نظام سنتي پيچيده تر بهتر مي توانندخود را با درخواست هاي تازه تطبيق دهند. ساده ترين نظام سياسي آن است كه كه وابسته به يك فرد باشد. يك چنين نظامي پايدارترين نظام نيز هست . به عبارت ساده تر پيچيدگي به بارآورنده ي پايداري است. استقلال- تابعيت : سومين معيارنهادمندي درجه استقلال سازمان ها و شيوه هاي عمل سياسي از گروهبندي ها و روش هاي رفتاري ديگر است . در يك نظام سياسي تحول يافته سازمان هاي سياسي از يكپارچگي برخوردارند كه نظام هاي كمتر تحول يافته از آن بي بهره اند . به يك معنا سازمان هاي سياسي رشد كرده از تاثير گروها و شيوه هاي عمل ير سياسي مصون اند . حال انكه در نظام هاي سياسي رشد نكرده سازمان هاي سياسي به شدن تحت تاثير نفوذ هاي عوامل خارج از خودشان قرار دارند. استقلال در عيني ترين سطح ان به روابط ميان نيرو هاي اجتماعي از يك سو و سازمان هاي سياسي از سوي ديگر بستگي دارد. نهادمندي سياسي ازجهت استقلال آن ، به معناي رشد سازمان ها و شيوه هاي عمل سياسي است چندان كه اين سازمان ها ديگر تنها بيانگر مصالح گروه هاي اجتماعي خاص نباشد. آن سازماني كه به آساني تحت تاثير نفوذهاي غير سياسي درون جامعه قرار مي گيرد معمولن در برابر نفوذهاي بيرون از جامعه نيز آسيب پذيرند. در هر جامعه اي كه دستخوش دگرگوني اجتماعي شده باشد، گروه هاي تازه اي سر بلند مي كنند كه خواستار اشتراك در سياست كشورند. حال اگر نظام سياسي چنين جوامعي استقلال نداشته باشد اين گروه ها بدون اينكه جذب سازمان هاي سياسي تثبيت شده شوند و با بدون پيروي از شيوه هاي جا افتاده عمل سياسي وارد صحنه ي سياست مي شوند. انسجام – گسيختگي : هر چه يك سازمان يكپارچه ترو منسجم تر باشد سطح نهادمندي ان نيز بالاتر است.البته براي شكل گيري هر سازماني مقداري توافق نياز است . در نظريه يك سازمان مي تواند بدون منسجم بودن مستقل باشد و يا بدون مستقل بودن منسجم باشد. اما در واقعيت عيني اين دو عامل غالبا پيوندي تنگاتنگ دارند. استقلال وسيله ي انسجام مي شود و سازمان را قادر مي سازد تا سبك و سياق ويژه اي را بپروراند كه شاخص رفتارش گردد. همچنين عامل استقلال از دخالت نيروهاي خارجي كار شكننده جلوگيري مي كند. 9 – دولت پراتوري ( نقش آفرينان نظامي در سياست) در چه شرايطي شكل مي گيرد؟ اين دولت يكي از جلوه هاي جوامع توسعه نيافته است كه دليل آن عبارت است از سياستزدگي همه نيروها و نهاد هاي اجتماعي. در چنين جوامعي سياست از استقلال، پيچيدگي، انسجام و تطبيق پذيري بي بهره است. همه گونه نيروها و گرو هاي اجتماعي مستقيمن به درون صحنه سياست كشيده مي شوند. كشورهايي كه ارتش هاي سياسي دارند، روحانيت سياسي، دانشگاه هاي سياسي، ديوانسالاري سياسي ، اتحاديه هاي كارگري سياسي و شرگت هاي سياسي دارند. نه تنها نظاميان ، بلكه هيچ يك از گروه هاي اجتماعي سر جاي خودشان قرار نگرفته اند. همه اين گروه هاي گوناگون تخصصي گرايش به دخالت در امور سياسي عمومي دارند. ان ها تنها به قضايايي نمي پردازند كه به مصالح ويژه ي نهادي يا گروهي شان ارتباط داشته باشد، بلكه به آن اموري توجه دارند كه بر كل جامعه تاثيرگذار است. پراتوريانيسم به معناي محدود آن به دخالت نظاميان در سياست راجع است. و روحانيگري به اشتراك رهبران مذهبي در امور سياسي اطلاق مي شود. پس جامعه ي پراتوري را به جامعه ي سياستزده اي اطلاق مي كنيم كه نه تنها نظاميان بلكه نيروهاي احتماعي ديگر نيز در امور سياسي آن دخالت دارند. .آنچه كه گروه هاي اجتماعي را در يك جامعه پراتوري "سياسي تر" مي سازد، فقدان نهاد هاي سياسي كارآمدي است كه مي توانند كنش سياسي گروهي را تعديل و تهذيب كنند. در يك نظام پراتوري نيروهاي اجتماعي مستقيما روياروي يكديگر قرار مي گيرند و هيچ نهاد سياسي حرفه اي وجود ندارد كه به عنوان ميانجيان مشروع و تعديل كننده كشمكش گروهي از سوي گروهاي متخاصم پذيرفته شده و به رسميت شناخته شوند. در يك جامعه پراتوري نه تنها كنش گران بلكه روش هايي كه بايد براي تخصيص سمت ها و تعيين سياستها به كار بسته شوند، تفاوت پيدا مي كنند. نبود نهادهاي سياسي در يك سيستم پراتوري هم اين معنا است كه قدرت در اين جامعه پاره پاره است. يعني به صورت هاي مختلف و در كميت هاي گوناگون پديدار مي شود. اقتدار بر كل نظام جنبه اي گذرا دارد و ضعف نهادهاي سياسي به معناي آن است كه اقتدار و سمت هاي سياسي مهم به آساني به دست مي ايند و به آساني از دست مي روند. در نتيجه انگيزه اي براي يك رهبر يا گروه وجد ندارد كه براي دستيابي به اقتدار به دگيران امتياز هاي مهمي بدهد. در يك جامعه پراتوري و فاقد اشتراكات سياسي در سطح اليگارشيك، بازيگران سياسي حتي در غياب نهادهاي سياسي كارآمد به نسبت همگونند. در همه مراحل پراتوريانيسم نيروهاي اجتماعي مستقيما در كنش متقابل با يكديگرند و كمتر كوشي را براي مرتبط ساختن مصلحت خصوصي شان با خير همگاني از خود نشان مي دهند. در يك اليگارشي پراتوريك سياست به صحنه كشمكش جرگه هاي شخصي يا خانوادگي تبديل مي شود. در جامعه پراتوري راديكال درگيري ميان گرو هاي نهادي و شغلي به كشمكش جرگه ها افزوده مي شود و در يك جامعه پراتوري توده اي طبقات اجتماعي و جنبش هاي اجتماعي بر صحنه مسلط مي شوند. * سوال 8 ( اصلاحات سياسي در چه شرايطي شكل ميگيرد) هر چه جستجو كردم يافت نشد. اگر كسي پاسخ رو پيدا كرده به اطلاع بقيه هم برسونه ... سوال ۸ : اصلاحات و دگرگوني اجتماعي ساموئل هانتينگتون به يك دسته دگرگوني با سرعت و دامنه محدود و نهادها و رهبراني با خط مشي ميانه رو اصلاحات مي گويد. هدف اصلاحات تامين برابري اجتماعي، اقتصادي و سياسي و گسترش دامنه مشاركت سياسي در يك جامعه دستخوش نوسازي است. اصلاحگر موفق كسي است كه بتواند به طور همزمان در دو جبهه محافظه كاران و انقلابيون بجنگد و با توجه به اهداف اصلاحي با گروهاي اجتماعي ـ سياسي مختلفي متحد شود.انجام اصلاحات مي تواند در چارچوب دو استراتژي فابيانيسم( شاخه به شاخه) كه در آن اصلاح گر بدون پرده برداري از اهداف خويش اصلاحات را سنگر به سنگر به پش مي برد،و ضربتي و خشونت آميز كه طي آن اهداف به شكل علني بيان مي شود صورت پذيرد. در برخي موارد هدف اصلاحات گسترش فرصتهاي سياسي است.اين امر ميسر نمي شود مگر با اصلاحات اجتماعي،اقتصادي و سياسي كه انجام آنها عموما مستلزم كاربرد درجه اي از خشونت مي باشد.در بيشتر كشورهاي در حال نوسازي انجام اصلاحات ارضي به استواري سياسي منجر مي شود؛در حالي كه انجام اين اصلاحات مستلزم خدشه دار شدن استواري سياسي نظام مي باشد. خشونت در اصلاحات پيشبرنده اهداف اصلاحي مشخص است. در واقع اين نه نفس خشونت كه بديع بودن شيوه هاي اعمال آن است كه به كار اصلاحات مي آيد.از اين رو استفاده پي در پي از خشونت مي تواند به شناختگي شيوه هاي اعمال آن منجر و از اثر بخشي آن بكاهد.و در نهايت اينكه موفقيت و يا عدم موفقيت اصلاحات مي تواند روشن كننده چشم انداز آينده انقلابي جامعه باشد. روشنفكران مخالفان هميشگي حكومتهاي نوساز، و دانشجويان سازش ناپذير ترين گروه بين آنها مي باشند. اعتراضات دانشجويي صرف نظر از ماهيت حكومت ها و سمت و سوی اصلاحات تداوم مي يابد. طبقه متوسط شهري از قِبل اعتراضات دانشجويي به دنبال كسب هويت، شاءن ملي و امكان مشاركت سياسي مي باشد. دانشجويان با مقايسه كشور خويش با ملل پيشرفته و با نگاه به سطح برابري، عدالت، مشاركت اجتماعي و رفاه اقتصادي جامعه خويش آرمان گرا مي شوند و سر به اعتراض بر مي آورند. برنامه هاي اصلاحاتي كه براي تحقق مطالبات طبقه متوسط صورت مي گيرد منجر به افزايش نيرو و تقويت گرايشات انقلابي آنها مي شود. در اين شرايط بهترين راه براي تدام استواري سياسي حكومت سركوب بخش تندرو طبقه متوسط و ايجاد محدوديت براي دانشجويان مي باشد. * : آقایی به نام احمد این پاسخ سوال ۸ رو برای من کامنت خصوصی گذاشت .. !!! به احتمال زیاد همون احمد کذاییه! چک کردم دیدم درسته ( کتاب گذر جامعه سنتی : لرنر) رابطه شهرنشینی با نوسازی : شهرنشینی یعنی انتقال جمعیت از سرزمین های داخلی پراکند به مراکز شهر که نیازهایی را ایجاد می کند . و شرایط مورد نیاز برای اخیر به سمت مشارکت گسترده را فراهم می سازد . شهرها به جمعیت زیاد با سواد برای کارکردی مناسب نیاز دارند . چرا که سازمان زندگی شهری حد کافی سواد برای خواندن و نوشتن را نیازمند است بر جمعیت بی سواد زندگی در شهر می آموزند که بخوانند و بنویسند . از طرفی دیگر کار ویژه اولیه سواد مانند دیگر مهارت ها کاهش میزان هدر روی تلاش انسانی است . کار ویژه بالاتر آن که از الزامات نوسازی به شمار می رود ، آموزش نیروی کار ماهر است که شهرها با آن مجموعه صنعتی خویش را توسعه می دهند . به گونه ای کالاهای بیشتری برای مشتریان تولید می کند . که شامل رادیو و روزنامه و فیلم برای مصرف کنندگان رسانه ای می شود . از طرفی دیگر شهرها ابزارماشینی نوسازی را نیز تولید می کند . براساس همین قاعده افزایش شهرنشینی در هر جامعه ای به سمت افزایش سواد و مشارکت رسانه ای در سطح ملی تمایل دارد . از طرفی دیگر با بیرون کشیدن مردم از جوامع روستایشان شهرها تقاضا برای ارتباطات غیر شخصی را ایجاد می کنند و این فعل و انفعالات امیان جدید و درضای آنها مراحل نوسازی را به تدریج شکل می دهد . ۲- رسانه ها گروهی بر روی توده های بشر دروازه های جهانی بی نهایت و غیر مستقیم را گشود و تاثیر آن بر میلیون ها نفر از انسان ها در جهان حتی بیش از تاثیر پیدایش حمل و نقل بود . به عبارتی دیگر رسانه های گروهی با ساده سازی امور و در همان حال پیچیده سازی گسترده پاسخ ها بزرگترین معلمان « دستکاری درونی » بودند . رسانه ها می توانند نقش هایی که افراد ممکن است مواجه شوند را برای آنان ترسیم کرده و دیدگاههایی که وی ممکن است نیاز داشته باشد را توضیح دهند . به طوریکه هیچ جامعه مدرنی بدون یک نظام توسعه یافته رسانه ای به طور مفید کار نخواهد کرد . یکی از مهمترین تاثیرات رسانه های گروهی گسترش تحرک روانی افراد از طریق انتقالات رسانه ای بود . ( برای مثال مسافرت های رسانه ای ) به عبارتی با مرتفع شدن جایه جایی فیزیکی سفر ، رسانه ها بر جا به جایی روانی افراد و تجربه غیر مستقیم تاکید کرده اند . رسانه های گروهی باعث شدند پیچیدگی های یک محیط طبیعی تبدیل به ترکیبات سادۀ مصنوعی شوند . در واقع با آمدن برخی رسانه های گروهی ( مانند رادیو وسینما ) که به مراحل پرداخت سواد آموزی نیاز ندارد « جریان تغییر » سرعت قابل توجهی یافته و این رسانه ها به همراه بسیاری از کالاهای مصرفی با تولید انبوه ، با ظهور خود در صحنه جهانی ، ضمن حفظ محدودیتهای صنعتی شکل آرزوها و خواسته ها را تغییر داده است . به دنبال آن وقتی خواسته های جدید به وجود می آید با خود افکار جدیدی را نیز به همراه می آورند و افکار جدید نیز آگاهی های سیاسی نوینی را می آفریند که از پیش زمینه های نوسازی است . 3 – تاثیر یکدلی بر نوسازی : یکدلی نه به معنی نفرت است و نه به معنی همه ردی . یکدلی اختصاری درون فکنی و برون فکنی است . یکی از نشانه های نوسازی تحرک است . یکدلی نیز سازوکار درونی است که افراد متحرک شده را قادر می سازد به بحث و جدل سیاسی بپردازند یا از طریق تضاوب دیدگاهایشان و صورت بندی شود زیرا جامعه مدرن از آن رو مشارکتی است که از طریق اجماع کار کند به عبارتی افرادی که در مورد مسایل عمومی تصمیمات شخصی می گیرند باید با افرد دیگری که آنها را نمی شناسند چه کافی دارای اشتراک نظر باشند تا حاکمیت مشترک باثبات ایجاد شود . در هر جامعه ای وقتی تنها یک مدل پذیرفته شد رفتاری توسط مردم در سطح وسیعی مورد رقابت قرار می گیرند که به سبک شخصی مسلط تبدیل می شود . اما ویژگی مدل های توسعه یافته توسط جامعه مدرن یکدلی است . یعنی ظرفیتی بالا تجدید تربیت خود را کوتاه مدت . در حالیکه اجتماعات منزوی جامعه سنتی براساس شخصیت شدیداً انضباطی عمل می کنند . بخش های متقابلا وابسته جامعه مدرن مشارکت گسترده را طلب می کند .این به نوبه خود تطبیق پذیری و گستردگی نظام خودی را می طلبد که آمادگی ترکیب نقش های جدید و ارزش های شخصی با موضوعات عمومی را داشته باشد . به همین دلیل نوسازی هر جامعه ای با انتقال شخصیت شناختی بزرگی درگیر بوده است که ما آن را تحرک روانی می نامیم . به همین خاطر در جوامع مدرن افراد بیشتری ظرفیت یکدلی بالاتری را به نمایش می گذارند . 4 – ویژگی جوامع ایرانی که منجر به تاخیر در نوسازی در این کشور شده است : * وابستگی به قدرتهای خارجی : ایران سرزمینی بوده که از ابتدا عادت کرده بود تا خود را بر پایه قدرتهای خارجی تعریف کند . به همین خاطر هر زمان آن کشورها ایران را تهدید می کردند یا حمایت ، ایران دچار بی ثباتی می شد . * شرایط جغرافیایی ایران نیز همیشه این کشور را نیازمند کشورهای دیگر نگاه می دارد . برای مثال بحث نفت در ایران که نیاز همیشه غرب بود و یا جنجال هایی که قدرتهای بزرگ مانند روسیه و بریتانیا برسد دریاهای اطراف داشتند باعث گردید تا تمامی این کشورها اصول و خطی مش هایی را برای ایران تعیین کنند . * عدم امنیت : این ویژگی بارزترین ویژگی های جامعه ایرانی بود . برای نمونه ، عدم امنیت مالک ایرانی در برابر هوس های حکومت ، عدم امنیت در برابر حمله دشمنان ( چه فرقهای داخلی و چه هجوم خارجی ) عدم امنیت یک زارع در مقابل مالک و دیگران . چرا که قانون توسط یک قدرت مسلط و بیطرف حمایت نمیشه . بنابراین قدرت موثر متکی به زور بیشتر بود و در غیاب کنترل قانونی اعمال این زور تقریبا به طور کامل به هوس های شخصی وابسته بود . و این ناامنی ها موجب سوءظن میشه . * دروغگویی : نتیجه ایجاد حس ناامنی میان ملت جامعه ایران سرانجام به رواج دروغگویی می انجامد که به عنوان روشی قابل قبول دفاع از خود در برابر قدرتمندان است . دروغگویی نیز به نوبه خود به عنوان نوعی روش دفاع از خود در برابر محیط مبتلا به ناامنی مزمن یک « یک در خود سیستم selfsistem شدیدا بی ثبات را موجب می گردد . به گفته بسیاری ایرانی ها مردمانی افراطی هستند در حالیکه شرط اساسی مدرنیزاسیون از بین بردن حالت عدم اطمینان ایرانی ها به همنوعان خود است . * به طور کلی : از ویژگی های جامعه مدرن آگاهی داشتن از شرایط خود است تا مسیر احتمالی آینده اش را طراحی نماید . اما یکی از ویژگی های اصلی ایران این است که ایران کشوری است که حتی از توزیع جعیت خود آگاهی ندارد . و حتی از تعداد تقریبی کل جمعیتش بی خبر است . مدیران از تعداد کمی نقش های حرفه ای در حال رشد و دستخوش دگرگونی جوانان را در جمع نخبگان قرار می دهند برخوردار است . در ایران هزینه روحانیت ارتش و بورو کراسی به عهده خزانه عمومی است . گروههای آموزشی نیز ناکافی هستند و ایران تا زمانیکه یک سیستم نو ساز را توسعه ندهد که در آن سواد یک مهارت ضروری باشد امکان گسترش فرصتهای آموزشی غیر متحمل است . در ایران تبلیغات مرده است و رسانه های گروهی از کار افتاده اند . ایران به دلیل ظرفیت جذب نامحدود از تولید اضافی روشنگران رنج می برد . افراد تحصیل کرده ایران فاقد مهارت های لازم برای تولید هستند و تلاش این تحصیل کرده های بیکار نمونه جالبی از آموزش های کاربردی را ارائه می دهد که در محیط اجتماعی از آنها استفاده نمی شود . 5 – نشانه های کنش افراطی در ایران و تاثیر آن در نوسازی : از نظر صاحبنظران ایرانی ها مردمانی اطرافی اند و اهمیت سیاسی رفتار و شخصیت مردم ایران این است که به همان اند که در خلق وخوی آنها افراط وجود دارد محل سکونت آنها نیز پر از تناقص است . به همین خاطر خلق و خوی اطرافی به سیاست افراطی منجر می شود . که در آن خشونت و هیجان مردمی نقش اسامی را بازی می کند و همین امر هدایت یک سیاست میانه رو معقول را به طور فرایندهای مشکل می سازد . از طرفی اکولوژی ایران نیز شرایط مطلوب را برای تسلط افراطی گرمی فراهم می کند . ایدئولوژی های افراطی در ایران شدیدا مخالف وضع موجودند و به دنبال اهداف متفاوت هستند ( مانند خرب توده و پان ایرانیست که دشمن همدیگرند . ) افراطیون ایرانی عمدتا شهری و ثروتمند و تحصیلکرده هستند . نشانه افراط گرایی در ایران به شکل است : یک ساختار ذهنی متعلق به افراطی گری سیاسی که در ایران که جدایی شدید از موسسات و ایدئولوژی ها را با درجه با لایی ار تعادل بین مردم ترکیب می کند . در واقع نشانه های افراطی گری نشانه های یک آشوبگر انقلابی است که از نظام حاکم بیگانه شده است و به میان همنوعانش می رود تا عقیده جدیدی را تبلیغ کند . وقتی افراطی گری سیاسی در هر جامعه ای وارد این مرحله شود تحت مدیریت روشنگران بیگانه قرار می گیرند و در مراحل بعدی تلاش برای بدست گرفتن قدرت ، جنبش انقلابی توسط افرادی که در بکارگیری فنون سازماندهی مهارت دارند راه اندازی می شود . این امر نیازمند گروهی است که به مهارت مانال های نخبگان قدیمی آشنا شده اند که افراطیون ایرانی عمدتا این نیازها را برآروده می سازد . به این ترتیب افراطیون ایرانی خصوصیاتی را از خود به نمایش می گذارند که بر ویژگی های رهبران فکری افرای منطبق است . پس نشانه های اصلی رهبری از نوع افراطیون سیاسی در ایران : بیگانگی ( رهبر یا افراطیون از موسسات موجود جدا شده باشد ) ، رد کردن عقاید سنتی ( به خاطر افق های دید وسیع تر اجتماعی پذیرای عقاید جدید باشند ، داشتن تحصیلات عالیه ( در تبلیغ عقاید در سطح جامعه مهارت داشته باشند ) و سطح تعامل بالا ( با هم نوعان خود در تماس منظم باشند ) است . زیگموند فروید (1856-1939) فروید متولد شهر فرایبورگ (امروزه درجمهوری چک) بود و تحصیلات خود را در دانشگاه وین گذراند. سه ساله که بود خانواده اش به سبب اوج گیری خشونت های ضد یهودی به وین مهاجرت کردند و فروید اکثر عمر خود را در آنجا گذراند. در سال سوم دانشگاه، فروید کار خود را بر روی دستگاه عصبی آغاز کرد و چنان شیفته ی کار عملی در آزمایشگاه شد که از دروس عادی خود در دانشگاه عقب ماند و در نتیجه سه سال بیشتر از حد معمول، تحصیلش به درازا انجامید. پس از بازگشت از خدمت سربازی، علی رغم علاقه اش در کاردر آزمایشگاه مجبور به تدریس هم شد، اما عاقبت به تشویق استادش، تمام فعالیت های تئوریک را کنار گذاشت. جهت گیری جدید او به سمت روانشناسی، با تالیف کتابی درباره هیستری همراه با استادش، یوزف برویر، صورت عملی به خود گرفت. در این کتاب، هیستری به انرژی احساسی تخلیه نشده در مورد آسیب های روانی فراموش شده منتسب شده بود. روال درمانی هم شامل وضعیت هیپنوتیزم بود که در آن وضعیت، بیمار باید تجربیات فروید در طی مشاهدات بالینی خود، شواهدی را در توضیح عمل سرکوب و مقاومت در ذهن یافت. او سرکوب را عملی دانست که ناخودآگاهانه خاطرات تلخ را برای ذهن خودآگاه دور از دسترس می کند. مقاومت هم دفاعی ناخودآگاهانه در برابر آگاهی تجربیات سرکوب شده بود تا فرد دچار اضطراب نشود. فروید فرایندهای ناخودآگاهانه را بااستفاده از جریان سیال ذهن بیمار، رد گیری می کرد تا خواب ها و نیز لغزش های زبانی را تفسیر کند. تفسیر خواب او، منجر به کشف میل جنسی دوره کودکی به والد ناهمجنس است و نیز عداوت با والد همجنس. این دوره از فعالیت فروید با انتشار مهم ترین اثرش، تفسیر رویاها (1899)، به پایان رسید. در این کتاب، وی خواب هایش را در دوره ای سه ساله تفسیر کرده بود و مهم ترین مفاهیم و اصطلاحات روانکاری را آورد. فروید پس از این را به کار بر روی نظریات خود و نیز قبولاندن آن به اهل فن گذراند و حلقه ی طرفداران وی روز به روز گسترده تر شد. فروید پایان عمر خود را غالباً به اعمال نظریاتش در اساطیر و ادبیات و هنر و مذهب گذراند. با الحاق اتریش به آلمان و ورود نازی ها به وین، فروید به انگلستان مهاجرت کرد و در همان جا مرد. او را به حق یکی از خلاق ترین انسان های عصر ما فردریش نیچه" فیلسوف آلمانی در سال 1844 در شهر روکن در پروس متولد شد. پدر او کشیشی لوتری بود که در پنچ سالگی نیچه مرد. نیچه در دانشگاههای بن و لایپزیگ، فیلولوژی خواند و در سن 24 سالگی به مقام استادی دانشگاهی در باسل رسید. وضعیت نامناسب بدن او (بینایی ضعیف و سردرد ناشی از میگرن) باعث بازنشستگی اجباری او در 1879 شد. ده سال بعد دچار چنان عوارض روانی شد که دیگر از آن نجات پیدا نکرد تا آن که در سال 1900 در اویمار در گذشت. جدا از فلسفه یونان باستان، به ویژه افلاطون و ارسطو، نیچه تحت تاثیر آراء آرتور شوپنهاور (دیگر فیلسوف آلمانی)، نظریه ی تکامل داروین و دوستی اش با واگتر، آهنگساز بزرگ آلمانی، نیز بود. نیچه که نویسنده ای پر کار بود، آثار زیادی از خود به جا گذاشت که از آن جمله اند: تولد تراژدی، چنین گفت زرتشت، فراسوی خیر و شر، در باب تبارشناسی اخلاق، آنک انسان، اراده ای معطوف به قدرت. یکی از مجادلات نیچه در باب این بود که ارزش های سنتی در زندگی اشخاص قدرت خود را از دست داده است. او عقیده داشت ارزش های سنتی، نوعی « اخلاقیات برده وار » است که اشخاص ضعیف النفس بنیانش را گذاشته اند و چنین رفتارهایی را حمل بر آرامش و مهربانی می گذراند و بر آن دامن میزنند، چرا که این اخلاق مطابق با علایق شان است. نیچه اظهار می کرد که باید ارزش های نویی جایگزین شوند که این عقیده منجر به خلق مفهوم « ابر انسان » در اندیشه های او شد. بر طبق عقاید نیچه، توده مردم، که او « گله » خطاب شان می کرد، به سنت تمایل دارند؛ حال آنکه انسان مطلوب او مستقل است و سخت فردگرا. ابر انسان عمیقا حس می کند، اما احساساتش را به نیروی عقل مهار می کند. ابر انسان بیشتر بر این دنیا می اندیشد تا به دنیای موعود دیگر و زندگی را با رنج و دردش، می پذیرد. ابر انسان، خالق ارزش هاست « ارزش های برتر » که قدرت و استقلال او را در وارستگی از همه ی ارزش ها نشان می دهد. نیچه باور داشت تمام رفتار انسان از قدرت خواهی او ناشی می شود. در مصداق مثبت، یعنی قدرت سلطه بر دیگران نه، بلکه بر خویشتن که به جهت خلاقیت لازم است، با آن که نیچه تاکید می کند تا به حال ابرانسانی به دنیا نیامده است، اما همواره انسان هایی را در مقام الگو می نشاند؛ نظیر سقراط، عیسی، لئوناردو داوینچی، شکسپیر، گوته، ژولیوس سزار. پا نوشت" ۱) گزيده اي از زندگينامه انديشمندان سياسي رو تو اين پست آوردم، تا تو اين تعطيلات از درس و انديشه عقب نيفتيد.. ۲) پايان ترم اول و فارغ التحصيلي شما غير مرتبطين را در مقطع كارشناسي رشته علوم سياسي تبريك عرض مي كنم. ۳) از خانم م.س در خواست مي شود نسبت به انعكاس نمرات پايان ترم همت ويژه را مبذول بفرمايد.. ۴)عكس بالائي هم قابل توجه عموم غير مرتبطين، خصوصا و خصوصا اون دسته از غير مرتبطيني كه به وب سر نمي زنن ولي سر جلسه امتحان چه كارا كه نمي كنن... ۱)مجاری پیوند دولت و طبقات اجتماعی را از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی مارکسیستی توضیح دهید؟(جواب ص ۴۱) ۲)انواع کنشهای اجتماعی را از نظر ماکس وبر توضیح دهید؟(ج ص ۵۸) ۳)جامعه شناسی سیاسی الیتیستی را بیان کنید؟(ج ص ۶۶) ۴)الگوی جامعه شناسی کورپوراتیسمی و رابطه دولت مدرن و جامعه را در این الگو بررسی نمائید؟(ج ص ۸۰و۸۱) ۵)انواع شکافهای اجتماعی موجود در مراحل مختلف توسعه را نام برده و توضیح دهید؟(ج داخل جزوه) ۶)کارکردهای کلان نظام اجتماعی را توضیح دهید؟(ج داخل جزوه) ۷)نظریه های اصالت کارکرد(تصول پارسونز) را بیان کنید؟(ج داخل جزوه) نمونه سئوالات احتمالی مربوط به درس مبانی علم سیاست: ۱)ویژگی علم سیاست را توضیح دهید؟ ۲)مفاهیم اساسی در فلسفه سیاسی را بیان کنید؟(ج ص ۴۷و ۴۸) ۳)نظریه های عمومی دولت را نام برده و توضیح دهید؟(ج ص ۹۵و۹۶) ۴)ایدئولوژی محافظه کاری و ویژگیهای آنرا توضیح دهید؟(ج ۱۲۲و۱۲۳وداخل جزوه) ۵)ایدئولوژی لیبرالیسم و کارویژه های آنرا توضیح دهید؟(ج ص ۱۲۵و۱۲۶و۱۲۷و۱۲۸) ۶)کارویژه های عمومی دولت را توضیح دهید؟(جزوه) ۷)نتیجه گیری مارکس از انسان(ریشه های تنوع مارکس) را بیان کنید؟(ج از ص ۱۳۱ به بعد) ۸)تفاوتهای اقتدار و نفوذ سیاسی را توضیح دهید؟(ج د جزوه) ۹)یکی از مکاتب آنارشیسم، فاشیسم، الیتیسم را به دلخواه توضیح دهید؟(ج ص ۱۴۴و ۱۴۸) ۱۰)برداشت واقع گرایانه از سیاست به چه شکل است؟(ج ص ۸۴) ۱۱)ویژگیهای اصلی نظام دموکراسی را توضیح دهید؟(ج ص ۱۶۲و۱۶۳) نمونه سئوالات احتمالی مربوط به درس روابط بین الملل: ۱)همگرائی در روابط بین الملل را از دیدگاه مکتب لیبرالیسم توضیح دهید؟(ج ص ۴۲و۴۳و۴۴و۴۵) ۲)نهادگرائی نئولیبرال و دیدگاههای آن نسبت به همگرائی را توضیح دهید؟(ج ص ۷۵و۷۶) ۳)مفروضه ها و دیدگاه واقع گرایان نسبت به سیاست و روابط بین الملل چگونه است؟(داخل جزوه) ۴)دیدگاه ها و اصول رفتار گرایان نسبت به سیاست و روابط بین الملل چگونه است؟(داخل جزوه) ۵)مهمترین عوامل محدودکننده سیاست خارجی را نام ببرید؟(ج ص ۲۵۱) ۶)چه عواملی موجب تغییر در اولویتها و دگرگونی در سلسله مراتب اهداف ملی می شود؟(ج ص ۲۹۹و۲۳۰) ۷)جهت گیری عدم تعهد در سیاست خارجی به چه معناست و چه الزاماتی داردو چه تفاوتهائی با استراتژی بی طرفی دارد؟ ۸)ایستارهای موجود در تعارضات را توضیح دهید؟(ک رفیعی) ۹)ساختار و موقعیت تعارضی را توضیح دهید؟(ک رفیعی) پانوشت: از اینکه دیر شد عذر می خوام ، ولی عمدی بود می خواستم درس بخونین آخیش! از دست خانم سمیعی راحت شدم سئوالات اندیشه رو هم خودتون در بیارین چون من هنوز نخوندمش! هر کی این سئوالارو بخونه بالای ۱۶ می گیره اگه سئوالی داشتین باهام تماس بگیرین... طیف لیبرال ها: آیزیا برلین برلین معارف را به 3 نوع تقسیم می کند: اول معرفت تجربی /دوم معرفت صوری / سوم معرفت فلسفی. معرفت تجربی در پی توصیف و تبیین واقعیات خارجی از طریق مشاهده و استنتاج اطلاعات است.مثل علوم طبیعی. معرفت صوری بر عکس در پی توصیف و توضیح واقعیت خارحی نیست.بلکه موضوع آن اصول مسلم و شیوه استنتاج قضایا از یکدیگر است مثل ریاضیات و منطق معرفت فلسفی نه تجربی است نه صوری.. و به دقت روشن نیست که چگونه می توان به پرسش های فلسفی پاسخ گفت. فلسفه دو کار ویژه اصلی دارد : اول مفاهیمی را نقد و بررسی می کند که درباره معارف دیگر بر حسب آنها می اندیشند. و این فرق فلسفه با معارف دیگر است. دوم بررسی و توضیح ویژگی های مستمر و همیشگی انسان جهان تجربه و اندیشه انسانی است. کارویژه فلسفه سیاسی: کار فلسفه سیاسی با عرضه تصویری از سرشت و نهاد انسان آغاز می شود . در این تصویر ویژگی های مستمر و ثابت انسان از دیدگاه فیلسوف سیاسی ارایه می شود. چنین تصویری به خصوصیات اساسی انسان مثل خردمندی توانایی انتخاب خود اگاهی و انتخاب اخلاقی باز میگردد. نوع دریافت ازسرشت انسان اساس ار فلسفه سیاسی را تشکیل می دهد . به نظر برلین ریشه اختلاف میان فلسفه های سیاسی را باید در درک آنها از طبع بشر جست. نقد فلسفه سیاسی غرب: نمی توان برای زندگی و تاریخ جهان غایت و هدفی قایل شد. حتی نمی توان برای آنها معنایی در نظر گرفت زیرا معنا مقوله ای ذهنی است که ما ایجاد و اعطا می کنیم و عینیات متضمن معنا نیستند. تنها با پذیرش وجود خداوند می توان برای جهان هدفی در نظر گرفت. به نظر برلین فلاسفه غرب به نادرست کوشیده اند که کثرت جهان را به وحدتی یک پارچه کاهش دهند. در فلسفه غرب جهان وحدتی قابل مطالعه پیدا می کند که می توان آن را بر حسب روش یا مجموعه ای واحد از مفاهیم توضیح داد. حال انکه جهان پدیده ای متکثر و چند وجهی است و انواع گوناگونی از هستی را در بر دارد که موضوع معارف گوناگون است و باید آن ها را با روش های مختلف مطالعه کرد. فلسفه سیاسی برلین: فلسفه سیاسی برلین درباره ویژگی های پایدار و اساسی آدمی آغاز می شود. مهمترین ویژگی پایدار انسان خودمختاری و توانایی در تصمیم گیری درباره زندگی خویش است. انسان می تواند اهدافی انتخاب کند . و در نیل به آنها بکوشد.بنابراین آزادی خصلت اصلی انسان است . و از این نظر آدمی موجودی بی همتاست. انسان در روند تصمیم گیری و انتخاب به کمال خود می رسد. نقض آزادی و خودمختاری انسان نقض انسانیت اوست. انسان ها خود سازنده کل اصول و ارزش های خود هستند. ارزش ها وقتی معنا پیدا می کنند که افراد آنها را انتخاب کنند. اصول و ارزش های اخلاقی محصول عمل آزاد انسان است. آزادی مثبت و منفی برلین: آزادی مثبت می گوید: آزادی فرد برای خود مختاری: تصمیم من متکی برخودم باشد نه نیروهای خارج از من. میخواهم ابزار اراده خودم باشم نه نیروی خارج از من .. میخواهم کارگزار باشم نه کارپذیر.. می خواهم کسی باشم نه هیچ کس. نه اینکه برایم تصمیم بگیرند. از نظر برلین آزادی مثبت یعنی زیستن به حکم عقل و با عقل گرایی فلسفه روشنگرایی غرب مرتبط بوده است. آزادی منفی: مصونیت از مداخله دیگران.: اگر دیگران من را از آنچه بدون دخالت آنان انجان خواهم داد بازدارند من به همان اندازه آزادی خود را از دست داده ام. پس آزادی منفی یعنی: اعمال خودمختاری و توانایی انتخاب بدون مداخله عوامل بیرونی.. هانا آرنت: سیاست ازد یدگاه آرنت فضا گونه است یعنی: هرعمل یا اندیشه سیاسی در حضور دیگران و در فضای عمومی پدید می آید .پس سیاست پدیده ای ست متضمن تکثر و تنوع. عمل و اندیشه سیاسی در پی کسب شناسایی عمومی است . سیاستمدار نمی تواند در انزوا تصمیم بگیرد. داور سیاسی آن است که مواضع دیدگاه های دیگران را در نظر بگیرد . غایت اندیشه و عمل سیاسی حقیقت جویی نیست. بلکه آزادی است. جستجوی حقیقت به مثابه ارزش غایی ضرورتا با آزادی انسان سازگار نیست . حقیقت اجبار آمیز و سلطه گر است. همنوایی می طلبد و خطا را نمی پذیرد. در حالی که آزادی متضمن امکان خطاست. جنبش های علمی روشنگری در ابتدا اقتدارطلبانه بوده است . اندیشه حقیقت خطری برای آزادی درحوزه زندگی سیاسی است . وشرط آزادی یعنی تنوع و تکثر را از میان می برد. علم در عصر ما جانشین مذهب شده است. علم و ایدیولوژی و مذهب بدین سان کارویژه واحدی دارند. علم مانع تنوع عقاید می شود . اگر دعاوی حقیقت مطلق علم به طور کامل ثابت شود باب بحث و گفتگو که مظهر حیات انسانی است بسته خواهد شد. تا حقیقتی ثابت نشود، آزادی هست. انقلاب: به نظر آرنت انقلاب یکی از جلوه های اصلی عمل در حوزه عمومی است و مهمترین کارویژه آن بازگشایی فصلی نو در تاریخ است. بدون آغازی نو انقلاب معنا ندارد. پس انقلاب مظهر آزادی سیاسی و تاریخ انسان است .و این نظر را که تاریخ فرآیندی پیوسته و فاقد گسست است نفی میکند. انقلابات مراحلی پیش بینی پذیر از فرآیند تاریخ هستند. آرنت برای فعالیت بشر 3 وجه قایل است: 1- تلاش برای معاش 2 - کار خلاق 3 – عمل تلاش برای معاش مجموعه فعالیتی ست که لازمه تامین معیشت و تداوم بقای آدمی است . تلاش برای معاش فعالیتی است روزمره که محدود به انسان نیست. کار خلاق هم فعالیتی است که از طبیعت فراتر می رود .بر روی آن عمل می کند. و آن را تغییر می دهد و حهان مصنوعی می سازد. جهانی که انسانی و غیر طبیعی است. و صرفا از آن آدمی ست و فقط انسان در آن زیست می کند. حاصل کارو کوشش انسان به این معنا وسایل ابزار تکلونوژی هنر و غیره است .یعنی چیزهایی که بر طبیعت افزوده می شود. بدینسان آدمی با کارو کوشش ازطبیعت خارج میشود و جهانی انسانی می سازد. فرهنگ و تمدن محصول این کار است.. عمل عالی ترین نوع فعالیت انسان است. و مبادرت ..تهور.. حضور در عرصه عمومی.. ابتکار و تجربه و عمل آزاد را شامل میشود. عمل وجوهی تجربی از زندگی آدمی را در بر می گیرد.که با آزادی در ارتباط است. در واقع همین مفهوم عمل اساس فلسفه سیاسی آرنت است. مفهوم عمل آزاد آرنت در مقابل کنش و رفتار مقید در نظر ساخت گرایان قرار می گیرد که فرد را حامل ساختار و نقش های معین می دانند. اما به نظر آرنت هر کس موجودی جدید وپیش بینی ناپذیر است. و همین نظم ناپذیری و پیش بینی ناپذیری عمل آزاد انسان سرشت تاریخ و سیاست را رقم می زند. پوپر: از دیدگاه پوپر: علم کامل و خطا ناپذیر وجود ندارد.علم از نقد و ابطال حاصل می شود.بر خلاف نظر رایج پوزیتیویست ها رشد علم در تایید و اثبات نظریات نیست بلکه محصول نقد آنها و تجدید نظر در آنهاست. برخورد علمی انتقادی است. به دنبال تایید نمی رود . تجارب اساسی را می جوید . نکته مهم در نظریه علم پوپر آن است که نظریه های علمی محصول حدس اند. ودر حقیقت استقرا نقشی درتولید آنها ندارد. تجارب و آزمایش ها نه تنها اساس نظریات نیستند بلکه در پرتو آنها معنا پیدا می کند. ازنظر پوپر آنچه علم را از غیر علم تشخیص می دهد . خطاپذیری و ابطال پذیری احکام است. زیرا تنها احکان قابل رد آزمون پذیرند. نه تایید و اثبات ، بلکه ابطال نظریات و فرضیات راه گسترش علم را هموار میکند. به همین دلیل باید به دنبال کاستی های فرضیات بود. با این حال پوپر بر خلاف پوزیتیویست های منطقی نظریات غیر علمی را بی معنی نمی داند. به نظر او نظریات غیر علمی ممکن است تعدیل و آزمون پذیر شوند. نظریه پوپر در باره 3 جهان: جهان اول جهان اشیا و پدیده های عینی و مادی است . جهان دوم جهان ذهنی و بین الاذهانی.. جهان سوم جهان محصولات عینی ذهن و عقل انسان یا معقولات جهان معقولات متشکل از زبان و ادبیات فلسفه هنر دین حقوق اخلاق علم حکومت و دیگر نها های اجتماعی است از نظر پوپر جبرگرایی علمی سخت ترین و جدی ترین مشکل در راه توضیح آزادی خلاقیت و مسوولیت انسان و دفاع از آنان است. علم از نظر پوپر فرایندی تکاملی است و در نتیجه واکنش به وسایل و مشکلات جاری پیشرفت می کند. جان رالز( این بخش رو از کتاب برنداشتم . از جای دیگه برداشتم) راولز در توضيح «نقش عدالت» خاطر نشان می سازد که عدالت نخستين فضيلت نهادهای اجتماعی است، درست مانند نقشی که حقيقت برای سيستم تفکر انسان دارد. بنابراين، همانگونه که بايد از آراسته ترين و باصرفه ترين نظريه در صورت نادرست بودن آن دست کشيد و يا آن را تغيير داد، همچنين بايد آن قوانين و نهادهايی را که ناعادلانه هستند، حتا در صورت توافق بر سر آنها و کارکرد خوبشان تغيير داد و يا ملغی ساخت. به نظر راولز، هر انسانی از منزلتی خدشه ناپذير برخاسته از عدالت برخوردار است که آن را حتا نمی توان به نام خير کل جامعه از ميان برداشت. بنابراين عدالت اجازه نمی دهد که فقدان آزادی عده ای را از طريق خير بزرگ تر برای ديگران توجيه کنيم و عدالت اجازه نمی دهد که در ازای فايد ای بزرگ تر برای انبوهی پرشمار، از گروهی کم شمار انتظار ازخودگذشتگی و قربانی داشته باشيم. پس در يک جامعه ی عادلانه، حقوق مدنی برابر برای همگان اعتبار دارد و حقوق مبتنی بر عدالت نبايست به موضوع معاملات سياسی و يا بازيچه ی علايق اجتماعی تبديل گردد. جان راولز در بخش ديگری از کتاب خود، به «موضوع عدالت» میپردازد و تصريح می کند که انسان چيزهای زيادی را عادلانه و ناعادلانه میداند: نه تنها قوانين، نهادها و نظام¬های اجتماعی را، بلکه همچنين کنش های گوناگون مانند تصميم گيری ها، داوری ها و ارزشگذاری های اخلاقی را. اين امر حتا شامل موضعگيری ها و شيوه های رفتاری نيز می شود. راولز يادآور می شود که ما اما با عدالت اجتماعی سروکار داريم. برای ما نخستين موضوع عدالت، ساختار بنيادين جامعه و به عبارت دقيق تر گونه ای است که مهم ترين نهادهای اجتماعی، حقوق و وظايف بنيادين و ثمره های همکاری اجتماعی را تقسيم می کنند. راولز از مهم ترين نهادها، قانون اساسی و بااهميت ترين مناسبات اقتصادی و اجتماعی را می فهمد و برای نمونه از تأمين قانونی آزادی انديشه و وجدان، بازارهای رقابت، مالکيت خصوصی بر وسايل توليد و خانواد ی تک همسری نام می برد. به نظر او، مهم ترين نهادها بر روی هم حقوق و وظايف انسان را تعيين می کنند و بر شانس زندگی او در اين مورد که چه کاره خواهد شد و چقدر خوب زندگی خواهد کرد تأثير می گذارند. به همين دليل، ساختارهای بنيادين جامعه، موضوع اصلی عدالت هستند . آنچه که راولز به تصور درمی آورد اينست که رفاه هر کس وابسته به آن همکاری است که بدون آن هيچکس نمی تواند زندگی رضايتبخشی داشته باشد و بنابراين تقسيم نعمات می بايست هر کس حتا کم چيزان را وادارد تا داوطلبانه همکاری کنند طیف محافظه کاران: مایکل اوکشات: نگرش معرفت شناختی عقل ستیزانه اوکشات متضمن نوعی گرایش اگزیستنسیالیستی است. اوکشات 4 اندیشه را از هم تمیز میدهد.: جهان فلسفه .. جهان تاریخ.. جهان علم . جهان عمل به نظر او فلسفه کلیت آدمی را در بر می گیرد .بنابراین بر 3 جهان دیگر ارجحیت دارد. نظر فلسفی به جهان تاریخ یا علم یا عمل ممکن است اما نمی توان از فلسفه تعبیری تاریخی علمی یا عملی کرد. جهان علم را نیز به مثابه مجهی از تجربه دانشمندان می سازند. آنان جهان طبیعی علم را می آفرینند نه اینکه آنرا کشف کنند. دانشمندان امر عینی را بر حسب وجه تجربی خود تعیین می کنند. از چنین دیدگاهی امر عینی کمی است. تجربه علمی قابل مبادله و مستمر است. جهان عمل مانند دیگر وجوه تجربه جهانی از اندیشه هاست. عمل نوع خاصی از اندیشیدن است . نوعی از اندیشه که اراده را بر می انگیزد. اما حقیقت اندیشه در عالم عمل بسیار متفاوت با حقیقت اندیشه در تجربه تاریخی و علمی و فلسفی است. میان زندگی فلسفی و زندگی عملی همواره نقش پدید می آید و هر یک می کوشد بر دیگری مسلط شود. از نظر اوکشات تاریخ هم به منزله وجهی ازت جربه محصول کار تاریخ نویس است. میان گذشته و اندیشه درباره گذشته تمایزی نیست. تاریخ شرح گذشته برای گذشته است. آ«چه تاریخ نویسان به آن علاقه مندند گذشته مرده است. گذشته ای متفاوت با حال و نوشتن تاریخ یگانه راه ساختن آن است. . جامعه مدنی ازنظر اوکشات: در اندیشه اوکشات مظهر عالی اخلاق فردیت است که مهمترین دستاورد تمدن غرب است. در تمدن غربی اخلاق فردیت که بنیاد اجتماع مدنی است سست شده و به جای آن ضد فردیت پدید آمده است. یکی از عوامل این بیماری سلطه عقل فطری است. سلطه عقل گرایی تحول در شیوه زیست ما را دشوارتر کرده و دستیابی به منابع دست نخورده هنر و سنت را نا ممکن ساخته است. دفاع از اجتماع مدنی در اندیشه اوکشات جوهره لیبرالیسم است. اشتراوس: وی معتقد است: با اعتماد به نسبی گرایی که جوهر مدرنیته است دیگر نمی توان از عدالت و عقلانیت در جامعه انسانی سخن گفت. انسان امروز با فاصله گرفتن از "مطلق" به ورطه نیهیلیسم و نسبی گرایی افکنده شده است. ازنظر وی کار اصلی فلسفه کشف حقیقت واحد و ابدی و کلی است. از دیدگاه اشتراوس کار فلسفه مشاهده اصول تغییر ناپذیری است که در نهاد انسان و اشیا تعبیه شده است. فلسفه سیاسی نیز کوششی است برای یافتن حقیقت نهایی درباره بنیاد های زندگی سیاسی یا کوششی است به منظور شناخت راستین ماهیت امور سیاسی درست و مطلوب. اشتراوس معتقد است مدرنیته در عصر ما دچار بحرانی عمیق شده است که هم بعد نظری دارد هم عملی. بعد نظری بحران ناشی از غلبه نسبی گرایی و پوزیتیویسم و تاریخ گرایی در تفکر مدرن است. پوزیتیویسم و نسبی گرایی و تاریخ گرایی عوارض بیماری ذهن مدرن است و به عالم حقیقت راه ندارد. راست نو: (واسه اطلاعات عمومی!) زمانی که رگه هایی از لیبرالیسم و محافظه کاری با هم ترکیب شدند پدیده راست نو از آن به وجود آمد. راست نو رادیکالیسمی دست راستی و تهاجمی است که اصل خود را از لیبرالیسم و محافظه کاری می گیرد. راست نو از لحاظ اقتصادی و سیاسی لیبرال است . یعنی بر آزادی اقتصادی و کاهش مالیات و بازار آزاد و دولت محدود تاکید می کند . ولی از نظر اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی محافظه کار است . از حفظ نا برابری های طبیعی، جلوگیری از گسترش حقوقی اجتماعی شهروندان، دولت نیرومند و اصول مذهبی دفاع می کند... ... پ . ن 1 : اینجا چه خبره؟ 2: دوستان عزیز فرمایشی درخواستی ،خلاصه ای ، شخصیتی ،چیزی مطالبه دارید یکی یکی بفرمایید. میخواین بین الملل هم خلاصه کنم؟! 3: منم باید تو نظر سنجی 4 بهمن شرکت کنم ؟ 4: درباره هر شخصیت تقریبن نزدیک به 30 صفحه نوشته شده بود. و اینجا تبدیل شد به 2 پاراگراف.! سعی کنید به همین قناعت کنید.. با سیستم دکتر اسلامی همه کتاب هم حفظ کنید باز " شما تفکر دبیرستانی دارید".. 5: حالا تا 4 بهمن خدا بزرگه! ... پارس بانو
۱
کیفیت گزارش تحقیق در کلاس
۲
۲
موضوع انتخابی، روشن، بدون ابهام، و جدید است
۲
۳
سوال اصلی و فرضیه ، روشن و مرتبط با موضوع است
۲
۴
میزان پیوستگی سوالات فرعی و سازماندهی تحقیق با سوال اصلی
۱/۵
۵
نتیجه گیری و ترتیبی و موضوعی
۲
۶
چگونگی تنظیم فهرست مطالب و فهرست منابع
۱/۵
۷
میزان مهارت در پاراگراف بندی و ارتباط منطقی بین پاراگراف ها
۱
۸
شیوه استناد به نقل قول مستقیم و غیر مستقیم
۱
۹
کیفیت پاورق نویسی و ذکر مشخصات منابع
۲
۱۰
تعداد و نوع منابع مورد استفاده در تحقیق
۱
۱۱
فعالیت های کلاسی
۴
۱۲
جمع نمرات
۲۰
![]()
![]()
آسیب زای خود را به خاطر می آورد.
می خوانند و تاثیرش بر ادبیات و هنر بیشتر از آن است که به این آسانی گفته شود. وی رویکردی تماماً جدید را به فهم شخصیت انسان ایجاد کرد.


نوشته شده در 2008/6/24ساعت
19:47 توسط علی حسن تبار| |
نوشته شده در 2008/6/18ساعت
3:0 توسط سمیرا فرخ منش| |
نوشته شده در 2008/6/14ساعت
17:19 توسط سمیرا فرخ منش| |
نوشته شده در 2008/2/12ساعت
20:38 توسط مهدی فرنیان| |
نمونه سئوالات احتمالی مربوط به درس جامعه شناسی:
نوشته شده در 2008/1/28ساعت
16:57 توسط مهدی فرنیان| |
نوشته شده در 2008/1/21ساعت
12:33 توسط مدیر| |


