<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>             پایگاه جمعی از غیر مرتبطین!</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 02 Jan 2009 16:13:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>محرم....</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pershia.persiangig.com/chi85/Ya%20Hosin.jpg&quot; border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;السلام علی الحسین &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;و علی علی ابن الحسین&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt; و علی اولاد الحسین &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;و علی اصحاب الحسین.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از امام حسين (ع) سوال شد، اي پسر رسول خدا چگونه صبح کردي و روزت را شروع نمودي؟ آن حضرت فرمودند : روزم را شروع نمودم در حاليکه پروردگار بر سر من است( شاهد و ناظر اعمالم است) و دوزخ در برابر و روبروي من، و مرگ مرا طلب مي کند و دنبال سر من است ، و حساب و کتاب (اعمالم) مرا احاطه کرده ، و من در گرو اعمال و کردارم هستم ، آنچه دوست دارم به دست نمي آورم و آنچه را که بد مي دارم جلو آن را نمي توانم بگيرم، و کارها بدست ديگري است اگر بخواهد مرا شکنجه و عذاب کند و اگر بخواهد مرا عفو کند و از من بگذرد، پس کدام فقيري از من نيازمندتر است.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امالي صدوق/89ح3- بحار 76/15&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 16:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>a_hasantabar</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب یلدا</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:L84wHA64KRc5fM:http://www.gashtogozar.com&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند. &lt;BR&gt;اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي &quot;day&quot;خوانده ميشود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است. &lt;BR&gt;نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد. و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن شب که سرورم زايد &lt;BR&gt;نشانه اي از ملک آيد &lt;BR&gt;ستاره از آسمان ببارد &lt;BR&gt;هم آنگونه که رهبرم در آيد &lt;BR&gt;ستاره اش نشان نمايد &lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:zk3ISAY97Mzt9M:http://keshvary.files.wordpress.com/2007/12/shabe_yalda_4.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز ?? دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم A.D در پي اشتباهات محاسباتي اين روز به ?? دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز ? ژانويه را روز تولد مسيح جشن مي گرفتند.اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينکه نمي توانستند مردم را از برپاداشتن اين جشن منع کنند بنابراين روز کريسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 15:22:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>a_hasantabar</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>11 دانشگاه برتر جهان :</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دانشگاه شانگهای چین هر سال لیستی از  &lt;STRONG&gt;دانشگاه های برتر جهان&lt;/STRONG&gt; را ارایه می دهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال هم مثل هر سال این رده بندی را اعلام کرد و ۱۱ دانشگاه برتر دنیا را همراه با کشور مربوطه و سوابق و  افتخاراتشان اعلام کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مطلب رو در سایتی دیدم به نظرم جالب اومد(همراه با تصاوير دانشگاه ها)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما هم با این دانشگاه ها آشنا بشید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید روزی برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به کارتان آمد.. !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ( به تاريخ تاسيس دانشگاهها هم توجه كنيد)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 20:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>s_farokhmanesh</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مراحل اخذ مجوز!</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 134px; HEIGHT: 101px&quot; height=109 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs331.xs.to/xs331/08374/6667.jpg&quot; width=134 align=baseline border=0&gt;اپیزود اول:                                     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد علوم سیاسی: سلام حاج آقا، این نامه، درخواست عده ای از دانشجویان مبنی بر اخذ مجوز نشریه دانشجویی یه. لطف کنین تو جلسه شورای فرهنگی مساعدت لازم رو مبذول بفرمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: خواهش می کنم. حتما، مایه افتخار ماست. این طور که معلومه مجموعه شما افراد کاملا حرفه ای، علاقمند به مسائل فرهنگی، اهل قلم و اندیشه و ... هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: ان شاءاله از این تیم دانشجویی حمایت می کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: البته، تمام امکانات دانشگاه در اختیار شماست. اتاق نشریات دانشجویی، لوازم و تجهیزات نشریه، حمایتهای مالی و ... . خدا رو شکر می کنم که دانشجویانی مثل شما به این واحد اومدن و قطعا در آینده به همت شما شاهد تحول بزرگی در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی در دانشگاه و سطح شهر خواهیم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;اپیزود دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: پس این مجوز تاسیس نشریه مستقل چی شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: نشریه مستقل که نه، ولی همین نشریه ای که داریم (شما بخوانید طلوع مهر) رو شما چاپ کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: آخه حاج آقا ما یه کادر تحریریه مستقل داریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: اشکالی نداره، کادر قبلی فارغ التحصیل شدن و این نشریه هم دربست در اختیار شما. فقط مدیر مسئول و سردبیر معرفی کنین و از همین الان کارتونو شروع کنین.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003333&gt;اپیزود سوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: حاج آقا، جواب نامه کتبی ما در خصوص معرفی نفرات چی شد؟ اتاق، لوازم و غیره رو کی تحویل میدین؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا:کدوم نامه؟! این نشریه مدیر مسئول داره (خودم) کادر هم داره، شماها مطلب بنویسید و بیارید، بررسی می کنیم، شاید چاپ شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: آخه ما نشریه مستقل و صفر می خواستیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: تو جلسه شورای فرهنگی با تاسیس نشریه جدید موافقت نشد. ضمنا معلومه شماها از پیگیری هاتون قصد و نیتی دارین... اصلا این نامه ها رو کی امضاء کرده؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: آخه شما گفته بودین با نشریه جدید موافقت شده؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاج آقا: مگه ما همین طوری دست شما نشریه میدیم.اگه اصرار کنی من بیشتر مشکوک میشم. اصلا هنوز جواب استعلام شما نیومده، حتما موردی دارین...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نماینده: یعنی چی؟! قصاص قبل از جنایت!&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs331.xs.to/xs331/08374/4379.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666699&gt;اپیزود چهارم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با شروع سال تحصیلی جدید، قسمت آخر کلید خواهد خورد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 15:03:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>m_farnian</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درس و مشق</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>
.&lt;br /&gt;دیروز فرنیان زنگ زد.گفت شاگرد سوم شدی!&lt;br /&gt;سرهنگ اول شده و سمیرا هم دوم.&lt;br /&gt;اینا رو سمرقندی(کامبیز خان) رفته حساب کرده&lt;br /&gt;زده رو برد دانشکده!&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;یاسر(داداشم) میگفت فلانی رو یادته تو دانشکده&lt;br /&gt;هیچی حالیش نبود؟رفته امریکا داره دکترای برق میخونه!&lt;br /&gt;همش و از نفوذ باباش داره وگرنه هر رو از بر تشخیص نمی داد.&lt;br /&gt;گفتم فرقی نمیکنه!باباش قبل تر ها زحمت بچه هاشو&lt;br /&gt;کشیده.یعنی اگه بابا ی من وتو هم بجای زندگی راحت &lt;br /&gt;تو ایران میرفتن مثه بابای اون تو جوونی و بی پولی&lt;br /&gt;اونور دنیا روزنومه میفروختن و درس میخوندن الان &lt;br /&gt;یه کرسی معتبر علمی تو ینگه دنیا داشتن و میتونستن &lt;br /&gt;تورو بفرستن اونجا!&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;حالااین شده حکایت ما.فکر میکنم اگه سرهنگ&lt;br /&gt;نمره ای میگیره که یه ذره بیش ازون چیزی یه که&lt;br /&gt;ما تصور میکنیم ،شما بذارید به حساب سی سال&lt;br /&gt;خدمتی که تو اون منطقه کرده.&lt;br /&gt;این &quot;شما&quot;یی که نوشتم بیشتر مد نظرم مهرانگیز بود،&lt;br /&gt;چرا که از همه بیشتر زحمت کشید و حقش هم &lt;br /&gt;بود که نمراتش از همه بیشتر بشه.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;شاید یکی از دلایلی که باعث شد مهرانگیز نمره ی منطقش &lt;br /&gt;پایین بیاد،این بود که خیلی کامل و البته زیادتر از &lt;br /&gt;چیزی که پیراسته میخواست نوشته بود،وگرنه&lt;br /&gt;بفرض که یه استادی با دانشجوش رفیق باشه و &lt;br /&gt;بخواد به اون نمره بده؛این دلیل نمیشه که نمره &lt;br /&gt;بقیه رو کم کنه! میشه؟&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;میخوام یه اعتراف بکنم!&lt;br /&gt;واسه من هم مهمه که شاگرد چندم بشم یا &lt;br /&gt;نمره هام چند بشه.اما مهمتر ازون اینه که &lt;br /&gt;حقم ضایع نشه.الان که خودمو جای مهرانگیز میذارم؛&lt;br /&gt;میبینم که حداقل ده نمره ای از حقش&lt;br /&gt;کمتر گرفته.این رو اعصابشه و یحتمل دیگرانی هم&lt;br /&gt;هستند که این اتفاق براشون افتاده.(سینا؛علی؛&lt;br /&gt;مهدی).&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;ترم جدید داره شروع میشه.هنوز اونجور که باید &lt;br /&gt;نه من ونه بقیه بچه ها عادت نکردیم که تو حوزه &lt;br /&gt;علوم سیاسی مطالعه ی جدی و مستمر داشته باشیم.&lt;br /&gt;خوبیش اینه که الان همه لااقل نمره برامون مهمه!&lt;br /&gt;این شاید بهونه ای بشه که جدی و مستمر در طول&lt;br /&gt;این ترم درس بخونیم و در مباحث کلاسی شرکت کنیم.&lt;br /&gt;یک رقابت سالم و فعال این رخوت رو از بین میبره.&lt;br /&gt;چه بهتر که همه طوری درس بخونیم که انگاری&lt;br /&gt;دنبال اینیم که جمیعا سهمیه شاگرد اولی بگیریم و&lt;br /&gt;دکترای بدون کنکوررو این حرفا!&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;واسه نشریه هم خیلی حرف دارم و هم خیلی کارا کردم.&lt;br /&gt;اولین روز که دور هم جمع شدیم میگم که چه فکرایی&lt;br /&gt;کردم.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;دلم واسه متقی و دیلم صالحی و میر ترابی و علی الخصوص&lt;br /&gt;اسلامی عزیز تنگ شده .بد فرم! دلم میخواد متقی رو ببینم&lt;br /&gt;بگم آخه کروبی هم شد کاندیدا؟؟!&lt;br /&gt;با دیلم صالحی بشینم و اون از شریعتی بگه و من از &lt;br /&gt;ایدئولوژی ستیزی!&lt;br /&gt;با میر ترابی هم واسه شادی روح &quot;ادموند برک&quot; فاتحه بخونیم.&lt;br /&gt;راستی همیشه میخواستم به اسلامی بگم:تمام چپ ها &lt;br /&gt;احساساتی اند.منم همینطوریم!اما چرا حالم از هگل بهم میخوره!&lt;br /&gt;&quot;پوپر&quot;رو دوست دارم؟&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;خانم حسن تبار فوق قبول شده.همون دور و برای خودمون.&lt;br /&gt;علی جون مارو تو غم خودت شریک بدون!&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;آخرین خبر اینه که دوباره سینا یه شکست عشقی خورده؛&lt;br /&gt;داستان ازین قرار بوده که سینای قصه ی ما میره دندونپزشکی&lt;br /&gt;؛خانم دکتر هم کلی سینا رو تحویل میگیره ودر حین باند پیچی&lt;br /&gt;ازش میپرسه:خوب شما چیکاره ای و چیکار میکنی واین حرفا!&lt;br /&gt;اونم میگه:آره من علوم سیاسی ام و ارشدم و ازین حرفا.&lt;br /&gt;بعد که سینا کلی قمپز در میکنه ومیگه که من مهمم و متکی &lt;br /&gt;در بدر دنبال منه و ...lمیگه :شما بامن ازدواج میکنید؟&lt;br /&gt; دکتر برمیگرده میگه خب حالا متولد چه سالی &lt;br /&gt;هستین؟سینا هم میگه 63! دکتر هم یه دونه لپ لپ از تو کیفش &lt;br /&gt;در میاره و میگه : آخی ... نازی!بیا اینو بگیر.باهاش بازی کن .&lt;br /&gt;پسر گلم!پسر خوب با دندوناش پسته رو نمیشکونه!&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;من 22 شهریور میام شمال بقیه هم بیان بریم خود دانشگاه&lt;br /&gt;اونجا ثبت نام کنیم .همدیگه رو هم ببینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 02 Sep 2008 09:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>ismha</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محاسبه در برابر محاسبه!</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs230.xs.to/xs230/08352/images834.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;با داغ شدن بحث برچيدن يارانه ها و با توجه به اين که به منظور زمينه چيني اجرايي طرح شوک تراپي در ماههاي اخير در قبض هاي آب, برق و گاز ارسالي به مردم، ميزان يارانه اي که دولت مدعي است بابت مصرف آنها مي دهد قيد مي شود, يک خواننده روزنامه آفتاب يزد در ستون &quot;روي خط آفتاب&quot; به محاسبه متقابلي دست زده که جالب و خواندني است :&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs330.xs.to/xs330/08352/4674.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;                                                                           &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs330.xs.to/xs330/08352/3508.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; در فيش گاز نوشته شده: هزينه گاز مصرفى شما 28 هزار تومان، يارانه پرداختى توسط دولت 24500 تومان، مبلغ قابل پرداخت توسط من 3500 تومان. بسيار خب، من هم براى دولت فيش صادر مى كنم حقوق هر ساعت 6 دلا‌ر، روزانه 45600 تومان، حقوق ماهيانه من يك ميليون و 400 هزار تومان، دريافتى من از دولت 200 هزار تومان و يارانه پرداختى من به دولت يك ميليون و 200 هزار تومان، حالا‌ کي بايد سر کي منت بذاره؟؟؟!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پانوشت:کامنت حسن تبار اثر کرد و یه پست بی زحمت گذاشتم.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 13:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>m_farnian</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین نمره</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>  &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://reshteha.roshd.ir/RoshdJob/Images/Evaluate/evaluateman.gif&quot; align=textTop border=0&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;رو نوشت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد از مدتها انتظار کشیدم بالاخره ایمیلی از طرف استاد بزرگوار جناب دکتر دیلم صالحی به دستم رسید که به اجازه خود استاد عین اونو واستون می نویسم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته خودم هنوز از نمره خودم خبر ندارم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ولی نکاتی در ایمیل استاد وجود داره که توجه به اونا خالی از لطف نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ضمن یه بهانه ای شد تا یه پست جدید گذاشته بشه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;متن ایمیل استاد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT size=4&gt;Ba salam : nomreye darse ravesh tahgig dade shod. hafteye ayandeh tamame tahgigat be agaye samargandi tahvil dade mishavad be zamimeye forme arzeshyabi. daneshjooyane aziz mitavanand nazarateshan ra dar soorate tamayol bayan namayand.moaffagiate shoma arezooye ma. tandorost bashid&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;خواستم ترجمه کنم ولی گفتم خودتون ترجمه کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به یاد استاد دکتر سلیمانی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:54srBkQJUTzYuM:http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/rend/EmamHosain.jpg&quot; align=right border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;اعیاد شعبانیه هم مبارک همه باشه:&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:ZNEvEmoK_b3ddM:http://ettehad.muslimbloggers.ir/shabanie86/muslims-sympathy1.gif&quot; align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:rehN56Au9je3FM:http://www.tebyan.net/Image/Big/1383/06/18419097254316010510916235238217796611939.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:tqvzcejLc_7f7M:http://usera.imagecave.com/delir/maz1/1-1.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:RGK7pahrCrtcFM:http://www.iricap.com/images/other/music/sajad4.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:ynDzXC7OEWcHhM:http://rangejavani.parsblogger.com/images/poster6.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:DPxZfoRsDvfeGM:http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi4.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;پ . ن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- هر کی رفت دانشگاه نمره منو هم بگیره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- میثم دوباره با میم نون برگشته . ( البته با کامنتی باز )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- با یه دور هم جمع شدن چطورین؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تک تک بچه ها که صحبت می کنیم همه می گن ما موافقیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی از بعد امتحانا هیچ خبری نشده .&lt;BR style=&quot;FONT-SIZE: 8px&quot; clear=all&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Aug 2008 16:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>a_hasantabar</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبی،ولو قلیل</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/34xktjm.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای آن شب&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در مقدمه بی پرده ها نمایان نمیشود.&lt;BR&gt;خواهش واستجابت ها خبر نمیشود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر سر اصل مطلب ، زود،بدو،می روم&lt;BR&gt;اینجاست که آرزوها ، شرر نمی شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امروز که با شما بود، چه زود گذشت!&lt;BR&gt;قول داده اید ، خدا هم خبر نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معترف شدم که بی &quot;صلاة&quot; و &quot;صوم&quot;&lt;BR&gt;در جستجوی صبح شمایم،سحر نمیشود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حضرت رسول (ص)! مرا می برید به کوه؟&lt;BR&gt;این لطفتان هرگز فراموشم نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادم میدهید &quot;خواندن&quot;ی مثل خویش؟&lt;BR&gt;در &quot;اقرأ&quot;ش گیرم،چرا بهتر نمی شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبی، ولو قلیل،&quot;مزمٌل&quot;می دهید به من؟&lt;BR&gt;جان و دلم به خدا،ازین سرد تر نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فصل رطب گذشت،من را نمی خرید؟&lt;BR&gt;چیزی به یک خرید،از شماکم نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام نعمت خدا! سلام! التماس دعا!&lt;BR&gt;بدون شوق شما روزم بسر نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT size=1&gt;میم.نون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پانوشت:&lt;BR&gt;عید همگی مبارک.&lt;BR&gt;یا علی.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 00:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>ismha</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه پست فوری</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ادامه پست قبلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:zvNXkR5mFH6SeM:http://norkut.persiangig.com/image/deleman.gif&quot; align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رونوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلاحیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز  این ایمیل از طرف دکتر دیلم صالحی برام رسید که عین اونو براتون می نویسم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توضیحاتشو توی پی نوشت می دم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;salam, nemidanam in jadval ra az koja tahaye kardid amma nokati ra yadavar mishavam: jadval arzeshyabi 10 onvan rashamel mishavad na 12 onvan. anavine jadval doroste vali baromha galat ast.baraye har onvan barome aali moadele 2 ast. yani agar yek mohaggeg nomreh aali az har onvan daryaft konad 20 mishavad. banabarin radife 11 va 12 vojood nadarad.dar payan dar gozashdane posthayetan bishtar deggat konid.moaffag bashid.23/4/&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;پ .ن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱- این یه بهونه ای بود واسه پست جدید . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;تازه یه پست قبلی هم مربوط بود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;۲- مقصر توی گذاشتن جدول قبلی من نبودم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;من فقط یه جدولی به دستم رسید و توی شلوغی امتحانات اونو گذاشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;الحق والانصاف جدولشم مفهوم نبود. منم بخاطر کمک به بچه ها گذاشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;۳- از استاد هم ممنونم که توضیحات لازم رو دادن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;۴- با این اوصاف من درس روش تحقیق رو افتادم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;۵- میثم کجایی؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 16:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>a_hasantabar</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارزشیابی تحقیق</title>
<link>http://ismha.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روش تحقیق در علوم سیاسی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://razeno.com/pic/race3.JPG&quot; align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جدول زیر معیار بارم بندی درس روش تحقیق در علوم سیاسی می باشد که توسط دکتر دیلم صالحی طراحی شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=1 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۱&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;کیفیت گزارش تحقیق در کلاس&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;موضوع انتخابی، روشن، بدون ابهام، و جدید است&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۳&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;سوال اصلی و فرضیه ، روشن و مرتبط با موضوع است&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۴&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;میزان پیوستگی سوالات فرعی و سازماندهی تحقیق با سوال اصلی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۱/۵&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۵&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;نتیجه گیری و ترتیبی و موضوعی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۶&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;چگونگی تنظیم فهرست مطالب و فهرست منابع&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۱/۵&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۷&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;میزان مهارت در پاراگراف بندی و ارتباط منطقی بین پاراگراف ها&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۱&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۸&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;شیوه استناد به نقل قول مستقیم و غیر مستقیم&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۱&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۹&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;کیفیت پاورق نویسی و ذکر مشخصات منابع&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۱۰&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;تعداد و نوع منابع مورد استفاده در تحقیق&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۱&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۱۱&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;فعالیت های کلاسی &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۴&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;۱۲&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;جمع نمرات&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;۲۰&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پ . ن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱- در مورد بند ۱۱ مشخص نیست که استاد منظورش چیست . طبق لیستی که من دارم به همین صورت نوشته شده. حالا این ۴ نمره را استاد چه جوری میده خدا میدونه. البته زیر جدولی که من دارم نوشته شده که گزارش کلاس ۴ نمره ولی استاد در بند ۱ واسه گزارش کلاس نمره منظور کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;حالا اگه استاد خودشان این پست رو خوندن بنویسن که منظورشان چه بوده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۲- شک نکنید میم نون درس منطق رو افتاده.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۳- خودم لبه مرزم . بستگی به چشمای استاد داره. احتمالا من و میم نون ترم بعد باهام دوباره باید منطقو پاس کنیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۴- آقای م .ف تماس گرفت و خواستار تشکیل جلسه اضطراری جهت انتشار نشریه شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اضطراری یعنی همین چند روزه . نه اینکه تا اخر تابستون.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مکانش هم مهم نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته من پیشنهاد میدم بیایید خونه ما . هم فاله هم تماشا. یه بار امتحان کنید ضرر نداره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۵- راستی اینجا &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://ojak.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;غروب بارونیه&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 16:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ismha&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>a_hasantabar</dc:creator>
<guid>http://ismha.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
